eyeshadows

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سایه چشم

عبارات و ترکیب‌ها

sparkly eyeshadow

سایه چشم براق

matte eyeshadow

سایه چشم مات

blend eyeshadow

سایه چشم ترکیب شده

crease-proof eyeshadow

سایه چشم ضد چروک

metallic eyeshadow

سایه چشم فلزی

جملات نمونه

She applied a shimmery eyeshadow for the evening party.

او یک سایه چشم براق برای مهمانی شب استفاده کرد.

The makeup artist used a blending brush to apply the eyeshadow.

هنرمند گریم از یک برس ترکیب رنگ برای استفاده از سایه چشم استفاده کرد.

I like to experiment with different eyeshadow colors.

من دوست دارم با رنگ های مختلف سایه چشم آزمایش کنم.

Her eyeshadow matched perfectly with her outfit.

سایه چشم او به طور کامل با لباسش مطابقت داشت.

He bought a new palette of eyeshadows for his girlfriend.

او یک پالت جدید سایه چشم برای دوست دخترش خرید.

She used a primer to make the eyeshadow last longer.

او از یک پرایمر برای اینکه سایه چشم بیشتر دوام داشته باشد استفاده کرد.

The eyeshadow palette had a range of matte and shimmer shades.

پالت سایه چشم دارای طیف وسیعی از رنگ های مات و براق بود.

She created a dramatic look with dark eyeshadow and winged eyeliner.

او با استفاده از سایه چشم تیره و خط چشم بالی یک ظاهر دراماتیک ایجاد کرد.

The eyeshadow blended seamlessly into her skin, creating a natural look.

سایه چشم به طور یکپارچه با پوستش ترکیب شد و یک ظاهر طبیعی ایجاد کرد.

I need to buy a new brush for applying eyeshadow.

من باید یک برس جدید برای استفاده از سایه چشم بخرم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید