| جمع | eyestrains |
reduce eyestrain
کاهش خستگی چشم
eyestrain symptoms
علائم خستگی چشم
eyestrain relief
تسکین خستگی چشم
prevent eyestrain
جلوگیری از خستگی چشم
eyestrain causes
دلایل خستگی چشم
eyestrain exercises
تمرینات خستگی چشم
eyestrain treatment
درمان خستگی چشم
chronic eyestrain
خستگی چشم مزمن
eyestrain prevention
پیشگیری از خستگی چشم
eyestrain solutions
راه حل های خستگی چشم
too much screen time can lead to eyestrain.
استفاده بیش از حد از صفحه نمایش می تواند منجر به خستگی چشم شود.
she experienced eyestrain after reading for hours.
او پس از چند ساعت مطالعه دچار خستگی چشم شد.
using blue light filters can help reduce eyestrain.
استفاده از فیلترهای نور آبی می تواند به کاهش خستگی چشم کمک کند.
he took a break to relieve his eyestrain.
او برای رفع خستگی چشم استراحت کرد.
proper lighting can minimize eyestrain when working.
نورپردازی مناسب می تواند در هنگام کار خستگی چشم را به حداقل برساند.
she uses eye drops to soothe her eyestrain.
او از قطره های چشم برای تسکین خستگی چشم خود استفاده می کند.
frequent blinking can help alleviate eyestrain.
چشمک زدن مکرر می تواند به کاهش خستگی چشم کمک کند.
he often complains about eyestrain from his computer work.
او اغلب در مورد خستگی چشم ناشی از کار با کامپیوتر شکایت می کند.
regular eye exercises can prevent eyestrain.
ورزش های منظم چشم می تواند از خستگی چشم جلوگیری کند.
she wears glasses to help reduce her eyestrain.
او عینک می گذارد تا به کاهش خستگی چشم خود کمک کند.
reduce eyestrain
کاهش خستگی چشم
eyestrain symptoms
علائم خستگی چشم
eyestrain relief
تسکین خستگی چشم
prevent eyestrain
جلوگیری از خستگی چشم
eyestrain causes
دلایل خستگی چشم
eyestrain exercises
تمرینات خستگی چشم
eyestrain treatment
درمان خستگی چشم
chronic eyestrain
خستگی چشم مزمن
eyestrain prevention
پیشگیری از خستگی چشم
eyestrain solutions
راه حل های خستگی چشم
too much screen time can lead to eyestrain.
استفاده بیش از حد از صفحه نمایش می تواند منجر به خستگی چشم شود.
she experienced eyestrain after reading for hours.
او پس از چند ساعت مطالعه دچار خستگی چشم شد.
using blue light filters can help reduce eyestrain.
استفاده از فیلترهای نور آبی می تواند به کاهش خستگی چشم کمک کند.
he took a break to relieve his eyestrain.
او برای رفع خستگی چشم استراحت کرد.
proper lighting can minimize eyestrain when working.
نورپردازی مناسب می تواند در هنگام کار خستگی چشم را به حداقل برساند.
she uses eye drops to soothe her eyestrain.
او از قطره های چشم برای تسکین خستگی چشم خود استفاده می کند.
frequent blinking can help alleviate eyestrain.
چشمک زدن مکرر می تواند به کاهش خستگی چشم کمک کند.
he often complains about eyestrain from his computer work.
او اغلب در مورد خستگی چشم ناشی از کار با کامپیوتر شکایت می کند.
regular eye exercises can prevent eyestrain.
ورزش های منظم چشم می تواند از خستگی چشم جلوگیری کند.
she wears glasses to help reduce her eyestrain.
او عینک می گذارد تا به کاهش خستگی چشم خود کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید