eyestrain

[ایالات متحده]/ˈaɪˌstreɪn/
[بریتانیا]/ˈaɪˌstreɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خستگی یا ناراحتی در چشم‌ها؛ اصطلاح پزشکی برای خستگی چشم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reduce eyestrain

کاهش خستگی چشم

eyestrain symptoms

علائم خستگی چشم

eyestrain relief

تسکین خستگی چشم

prevent eyestrain

جلوگیری از خستگی چشم

eyestrain causes

دلایل خستگی چشم

eyestrain exercises

تمرینات خستگی چشم

eyestrain treatment

درمان خستگی چشم

chronic eyestrain

خستگی چشم مزمن

eyestrain prevention

پیشگیری از خستگی چشم

eyestrain solutions

راه حل های خستگی چشم

جملات نمونه

too much screen time can lead to eyestrain.

استفاده بیش از حد از صفحه نمایش می تواند منجر به خستگی چشم شود.

she experienced eyestrain after reading for hours.

او پس از چند ساعت مطالعه دچار خستگی چشم شد.

using blue light filters can help reduce eyestrain.

استفاده از فیلترهای نور آبی می تواند به کاهش خستگی چشم کمک کند.

he took a break to relieve his eyestrain.

او برای رفع خستگی چشم استراحت کرد.

proper lighting can minimize eyestrain when working.

نورپردازی مناسب می تواند در هنگام کار خستگی چشم را به حداقل برساند.

she uses eye drops to soothe her eyestrain.

او از قطره های چشم برای تسکین خستگی چشم خود استفاده می کند.

frequent blinking can help alleviate eyestrain.

چشمک زدن مکرر می تواند به کاهش خستگی چشم کمک کند.

he often complains about eyestrain from his computer work.

او اغلب در مورد خستگی چشم ناشی از کار با کامپیوتر شکایت می کند.

regular eye exercises can prevent eyestrain.

ورزش های منظم چشم می تواند از خستگی چشم جلوگیری کند.

she wears glasses to help reduce her eyestrain.

او عینک می گذارد تا به کاهش خستگی چشم خود کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید