facelift

[ایالات متحده]/'feslɪft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روش جراحی زیبایی برای حذف چین و چروک و بهبود ظاهر؛ نوسازی یا بازسازی یک ساختمان، اتاق یا مکان.
Word Forms
جمعfacelifts

جملات نمونه

We’ve given our offices a facelift— new furniture, new lighting and a new carpet.

ما دفاتر خود را بازسازی کرده‌ایم - مبلمان جدید، نورپردازی جدید و فرش جدید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید