facemask

[ایالات متحده]/ˈfeɪs.mæsk/
[بریتانیا]/ˈfeɪs.mæsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوششی برای صورت، که اغلب برای محافظت یا نقاب استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

wear facemask

استفاده از ماسک صورت

remove facemask

برداشتن ماسک صورت

buy facemask

خرید ماسک صورت

facemask requirement

الزام استفاده از ماسک صورت

facemask policy

سیاست ماسک صورت

facemask usage

نحوه استفاده از ماسک صورت

facemask mandate

دستورالعمل استفاده از ماسک صورت

facemask guidelines

دستورالعمل‌های ماسک صورت

facemask design

طراحی ماسک صورت

facemask effectiveness

اثربخشی ماسک صورت

جملات نمونه

wearing a facemask is essential in crowded places.

استفاده از ماسک صورت در مکان‌های شلوغ ضروری است.

she forgot to bring her facemask to the store.

او فراموش کرد ماسک صورت خود را به مغازه بیاورد.

facemasks can help prevent the spread of germs.

ماسک‌های صورت می‌توانند به جلوگیری از انتشار میکروب‌ها کمک کنند.

he always carries a facemask in his bag.

او همیشه یک ماسک صورت در کیف خود حمل می‌کند.

it is important to wear a facemask during flu season.

استفاده از ماسک صورت در فصل آنفولانزا مهم است.

many people are required to wear a facemask at work.

بسیاری از افراد ملزم به استفاده از ماسک صورت در محل کار هستند.

she prefers a reusable facemask over disposable ones.

او ترجیح می‌دهد از ماسک صورت قابل استفاده مجدد به جای ماسک‌های یکبار مصرف استفاده کند.

facemasks can be uncomfortable but are necessary for safety.

ماسک‌های صورت ممکن است ناراحت‌کننده باشند اما برای ایمنی ضروری هستند.

he designed a stylish facemask for everyday use.

او یک ماسک صورت شیک برای استفاده روزمره طراحی کرد.

during the pandemic, facemasks became a common sight.

در طول همه‌گیری، ماسک‌های صورت به یک منظره رایج تبدیل شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید