factoring

[ایالات متحده]/ˈfæktərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfæktərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند تجزیه به عوامل؛ استخراج یک عامل مشترک؛ ترتیب عناصر؛ فروش مطالبات

عبارات و ترکیب‌ها

factoring process

فرآیند فاکتورینگ

factoring agreement

قرارداد فاکتورینگ

factoring company

شرکت فاکتورینگ

factoring service

خدمات فاکتورینگ

factoring fees

کارمزد فاکتورینگ

factoring industry

صنعت فاکتورینگ

factoring solutions

راهکارهای فاکتورینگ

factoring options

گزینه‌های فاکتورینگ

factoring model

مدل فاکتورینگ

factoring risk

ریسک فاکتورینگ

جملات نمونه

factoring in the costs is essential for budgeting.

در نظر گرفتن هزینه‌ها برای بودجه‌بندی ضروری است.

she is factoring her expenses before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری هزینه‌های خود را در نظر می‌گیرد.

factoring out the noise can improve the clarity of the data.

حذف نویز می‌تواند وضوح داده‌ها را بهبود بخشد.

the company is factoring in employee feedback for future projects.

شرکت بازخورد کارکنان را برای پروژه‌های آینده در نظر می‌گیرد.

factoring risk into the equation is crucial for investment strategies.

در نظر گرفتن ریسک در معادله برای استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بسیار مهم است.

he is factoring the weather conditions into his travel plans.

او شرایط آب و هوا را در برنامه‌های سفر خود در نظر می‌گیرد.

factoring the timeline will help us meet the deadlines.

در نظر گرفتن جدول زمانی به ما کمک می‌کند تا مهلت‌ها را رعایت کنیم.

in factoring calculations, accuracy is key.

در محاسبات فاکتورگیری، دقت بسیار مهم است.

factoring different perspectives can lead to better solutions.

در نظر گرفتن دیدگاه‌های مختلف می‌تواند منجر به راه‌حل‌های بهتر شود.

they are factoring in market trends when developing new products.

آنها روند بازار را هنگام توسعه محصولات جدید در نظر می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید