faders

[ایالات متحده]/ˈfeɪdə/
[بریتانیا]/ˈfeɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.کنترلر حجم; تنظیم کننده گین; پتانسیومتر میکس; تضعیف کننده

عبارات و ترکیب‌ها

audio fader

ریموت صوتی

fader control

کنترل فیدر

fader level

سطح فیدر

fader position

موقعیت فیدر

fader adjustment

تنظیم فیدر

fader settings

تنظیمات فیدر

fader range

محدوده فیدر

fader track

مسیر فیدر

fader fade

محو فیدر

fader mix

مخلوط فیدر

جملات نمونه

the audio engineer adjusted the fader to balance the sound levels.

مهندس صدا فیدر را تنظیم کرد تا سطح صدا متعادل شود.

she moved the fader slowly to create a smooth transition.

او فیدر را به آرامی حرکت داد تا یک انتقال نرم ایجاد کند.

using the fader, he was able to enhance the vocal track.

با استفاده از فیدر، او توانست ترک وکال را تقویت کند.

the dj raised the fader to pump up the energy in the club.

دی‌جی فیدر را بالا برد تا انرژی را در کلاب افزایش دهد.

adjusting the fader can significantly impact the final mix.

تنظیم فیدر می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر میکس نهایی داشته باشد.

he learned how to use the fader during his audio production class.

او یاد گرفت که چگونه از فیدر در کلاس تولید صدا خود استفاده کند.

the fader was stuck, making it difficult to control the volume.

فیدر گیر کرده بود و کنترل صدا را دشوار می کرد.

she prefers a digital fader for more precise adjustments.

او ترجیح می دهد از یک فیدر دیجیتال برای تنظیمات دقیق تر استفاده کند.

the sound engineer quickly moved the fader to fix the feedback issue.

مهندس صدا به سرعت فیدر را حرکت داد تا مشکل بازخورد را برطرف کند.

he felt satisfied after mastering the fader controls.

او بعد از تسلط بر کنترل های فیدر احساس رضایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید