fagots

[ایالات متحده]/ˈfæɡət/
[بریتانیا]/ˈfæɡoʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته‌ای از چوب‌ها یا شاخه‌ها; دسته‌ای از آهن خشک
vt. به هم بستن یا گره زدن; بستن یا گره زدن
vi. جمع‌آوری چوب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fagot fire

آتش فایو

fagot stick

چوب فایو

fagot bundle

بسته فایو

fagot pile

توده فایو

fagot wood

چوب فایو

fagot torch

مشعل فایو

fagot campfire

آتش‌افروزی فایو

fagot lighting

روشنایی فایو

fagot source

منبع فایو

fagot preparation

آماده‌سازی فایو

جملات نمونه

he used a fagot to create a unique sound in the orchestra.

او از فاگوت برای ایجاد یک صدای منحصر به فرد در ارکستر استفاده کرد.

the fagot player performed beautifully at the concert.

اجرای نوازنده فاگوت در کنسرت بسیار زیبا بود.

she decided to learn how to play the fagot.

او تصمیم گرفت یاد بگیرد چگونه فاگوت بزند.

the fagot adds depth to the symphony.

فاگوت عمق بیشتری به سمفونی می‌بخشد.

he bought a new fagot for the upcoming performance.

او یک فاگوت جدید برای اجراهای آینده خرید.

the music teacher encouraged her to master the fagot.

معلم موسیقی او را تشویق کرد تا فاگوت را به خوبی بنوازد.

fagots are often used in orchestral arrangements.

فاگوت‌ها اغلب در تنظیمات ارکسترال استفاده می‌شوند.

he enjoys playing the fagot in his free time.

او از نواختن فاگوت در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

the sound of the fagot is rich and warm.

صدای فاگوت غنی و گرم است.

she joined a group of musicians who play the fagot.

او به گروهی از نوازندگان که فاگوت می‌زنند پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید