fairlights

[ایالات متحده]/ˈfɛəlaɪts/
[بریتانیا]/ˈfɛrlaɪts/

ترجمه

n. جمع fairlight؛ پنجره کوچک بالای دری؛ ترانسم.

عبارات و ترکیب‌ها

fairlight installed

نصب فئرلایت

use fairlight

استفاده از فئرلایت

fairlight audio

صوت فئرلایت

fairlight studio

استودیو فئرلایت

open fairlight

باز کردن فئرلایت

fairlight mixer

میکسر فئرلایت

edit in fairlight

ویرایش در فئرلایت

fairlight cmi

فئرلایت سی ام آی

fairlight panel

پنل فئرلایت

fairlight sound

صوت فئرلایت

جملات نمونه

the festival grounds were decorated with thousands of colorful fairlights that glowed softly in the evening darkness.

زمینه جشن با هزاران نور دلچسپ رنگی زیبایی دیده می‌شد که در تاریکی شب نورانی می‌شد.

children eagerly helped their grandparents hang the traditional fairlights around the courtyard.

کودکان با شوق کمک می‌کردند به دوست دوست‌هایشان تا نورهای دلچسپ سنتی را در اطراف دیواره‌های بازیگاه آویزان کنند.

the annual lantern festival featured millions of fairlights floating gently across the river.

جشن نورهای سالانه با میلیون‌ها نور دلچسپ که آرام در طول رودخانه شناور می‌شدند، برگزار شد.

we walked through the garden path lined with delicate fairlights that created a magical atmosphere.

ما از مسیر گلستانی عبور کردیم که با نورهای دلچسپ ظریف پوشیده شده بود و جو سحرآمیزی ایجاد می‌کرد.

the wedding venue was illuminated by elegant fairlights hanging from ornamental frames.

مکان عروسی با نورهای دلچسپ ظریفی که از چارچوب‌های زیبایی آویزان بودند، روشن شده بود.

traditional fairlights symbolize hope and good fortune in many asian cultures during celebrations.

نورهای دلچسپ سنتی در بسیاری از فرهنگ‌های آسیایی در زمان جشن‌ها نماد امید و خوش‌بختی هستند.

the temple courtyard was filled with hundreds of fairlights swaying gently in the evening breeze.

دیواره‌های معبد با صد‌ها نور دلچسپ پر شده بود که در باد شب آرام لرزیده بودند.

our community organizes an annual fairlights display that attracts visitors from neighboring cities.

جامعه ما یک نمایش سالانه نورهای دلچسپ برگزار می‌کند که بازدیدکنندگانی از شهرهای مجاور جذب می‌کند.

the night market was transformed into a wonderland by strings of glowing fairlights above every stall.

بازار شب به یک دنیای عجیب و غریب تبدیل شد با نورهای دلچسپی که در بالای هر فروشگاه نورانی بودند.

artisans have been crafting fairlights by hand for generations using techniques passed down through their families.

هنرمندان به طور دستی نورهای دلچسپ را طی نسل‌های متوالی ساخته‌اند با استفاده از فنونی که از طریق خانواده‌هایشان منتقل شده‌اند.

the park pathways were beautifully illuminated by red fairlights lining both sides of the walking trails.

مسیرهای پارک با نورهای دلچسپ قرمز روشن شده بودند که در هر دو طرف مسیرهای پیاده‌روی قرار داشتند.

families gathered together to release fairlights into the sky as part of the temple anniversary celebration.

خانواده‌ها با هم جمع شدند تا نورهای دلچسپ را به آسمان می‌ریزند به عنوان بخشی از جشن سالگرد معبد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید