falconer

[ایالات متحده]/'fɔː(l)k(ə)nə/
[بریتانیا]/ˈfælkənɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که با بازها شکار می‌کند؛ کسی که بازها را پرواز می‌دهد؛ کسی که بازها را پرورش می‌دهد و آموزش می‌دهد.

جملات نمونه

The falconer trained the bird of prey to hunt.

پرنده‌پرور به پرنده شکاری آموزش داد تا شکار کند.

The falconer released the falcon into the sky.

پرنده‌پرور شاهین را به آسمان رها کرد.

The falconer demonstrated how to handle the falcon.

پرنده‌پرور نشان داد که چگونه با شاهین برخورد کند.

The falconer wore a leather glove to protect his hand.

پرنده‌پرور دستکش چرمی پوشید تا از دستش محافظت کند.

The falconer's skills in training birds are impressive.

مهارت‌های پرنده‌پرور در آموزش پرندگان بسیار چشمگیر است.

The falconer and his falcon have a strong bond.

پرنده‌پرور و شاهین او پیوند محکمی دارند.

The falconer used a lure to train the falcon.

پرنده‌پرور از طعمه برای آموزش شاهین استفاده کرد.

The falconer's hawk-eyed focus never wavered.

تمرکز تیزبینانه پرنده‌پرور هرگز کم نشد.

The falconer's passion for falconry is evident in his work.

اشتیاق پرنده‌پرور به شکاردانی در کارش آشکار است.

The falconer's expertise in handling birds of prey is unmatched.

تخصص پرنده‌پرور در برخورد با پرندگان شکاری بی‌نظیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید