fallboards

[ایالات متحده]/ˈfɔːl.bɔːd/
[بریتانیا]/ˈfɔl.bɔrd/

ترجمه

n. تخته چوبی استفاده شده در پنجره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fallboard cover

پوشش صفحه سقوط

fallboard hinge

لوله صفحه سقوط

fallboard latch

قفل صفحه سقوط

fallboard design

طراحی صفحه سقوط

fallboard opening

باز شدن صفحه سقوط

fallboard mechanism

مکانیزم صفحه سقوط

fallboard adjustment

تنظیم صفحه سقوط

fallboard assembly

مونتاژ صفحه سقوط

fallboard removal

برداشتن صفحه سقوط

fallboard repair

تعمیر صفحه سقوط

جملات نمونه

the fallboard of the piano needs to be cleaned regularly.

صفحه رویی پیانو نیاز به تمیز کردن منظم دارد.

he lifted the fallboard to show the keys.

او صفحه رویی را بلند کرد تا نشان دهد کلیدها کجاست.

the fallboard can protect the piano from dust.

صفحه رویی می تواند پیانو را از گرد و غبار محافظت کند.

make sure the fallboard is closed when not in use.

مطمئن شوید که وقتی استفاده نمی شود، صفحه رویی بسته است.

she decorated the fallboard with beautiful stickers.

او صفحه رویی را با برچسب های زیبا تزئین کرد.

the fallboard is an important part of the piano's structure.

صفحه رویی بخشی مهم از ساختار پیانو است.

he accidentally dropped the fallboard while cleaning.

او به طور تصادفی صفحه رویی را در حین تمیز کردن انداخت.

adjusting the fallboard can improve sound quality.

تنظیم صفحه رویی می تواند کیفیت صدا را بهبود بخشد.

she painted the fallboard to match the room decor.

او صفحه رویی را رنگ کرد تا با دکوراسیون اتاق مطابقت داشته باشد.

the fallboard should be lifted gently to avoid damage.

صفحه رویی باید به آرامی بلند شود تا از آسیب جلوگیری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید