soundboard

[ایالات متحده]/ˈsaʊndbɔːd/
[بریتانیا]/ˈsaʊndbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخته که صدا را تقویت می‌کند، معمولاً در سازهای موسیقی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

soundboard interface

رابط کاربری صدا

soundboard mixer

میکسر صدا

soundboard effects

اثرات صدا

soundboard setup

تنظیمات صدا

soundboard software

نرم افزار صدا

soundboard playback

پخش صدا

soundboard controls

کنترل های صدا

soundboard output

خروجی صدا

soundboard tracks

قطعات صدا

soundboard signals

سیگنال های صدا

جملات نمونه

she used the soundboard to enhance her music production.

او از صفحه صدا برای افزایش تولید موسیقی خود استفاده کرد.

the soundboard in the studio was top-notch.

صفحه صدای استودیو درجه یک بود.

he adjusted the settings on the soundboard for better audio quality.

او تنظیمات صفحه صدا را برای کیفیت صدای بهتر تنظیم کرد.

during the concert, the soundboard operator played a crucial role.

در طول کنسرت، اپراتور صفحه صدا نقش مهمی ایفا کرد.

they installed a new soundboard to improve the theater's acoustics.

آنها یک صفحه صدای جدید نصب کردند تا آکوستیک تئاتر را بهبود بخشند.

the soundboard allows for multiple audio inputs.

صفحه صدا امکان ورودی های صوتی متعدد را فراهم می کند.

she learned how to mix tracks using the soundboard.

او یاد گرفت که چگونه با استفاده از صفحه صدا ترک ها را میکس کند.

the soundboard was essential for the live broadcast.

صفحه صدا برای پخش زنده ضروری بود.

he spent hours fine-tuning the soundboard settings.

او ساعت ها وقت خود را صرف تنظیم دقیق تنظیمات صفحه صدا کرد.

understanding the soundboard is key for sound engineers.

درک صفحه صدا برای مهندسان صدا کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید