falsely_remembered

[ایالات متحده]//ˈfɔːls.li rɪˈmembəd//
[بریتانیا]//ˈfɔːls.li rɪˈmembərd//

ترجمه

adj. به اشتباه یاد شده یا به گونه‌ای که واقع نیست.

جملات نمونه

the witness falsely remembered seeing the suspect at the scene.

گواه به اشتباه به یاد می‌آورد که متهم را در محل حضور داشته است.

she falsely remembered turning off the stove before leaving the house.

او به اشتباه به یاد می‌آورد که قبل از رفتن از خانه کوره را خاموش کرده است.

he falsely remembered the details of the conversation they had weeks ago.

او به اشتباه جزئیات گفتگویی را که چند هفته پیش داشتند به یاد می‌آورد.

due to stress, he falsely remembered the deadline being on friday.

به دلیل استرس، او به اشتباه به یاد می‌آورد که مهلت در پنجشنبه بوده است.

the suspect falsely remembered his alibi during the police interrogation.

متهم در بازجویی پلیس به اشتباه به یاد می‌آورد که دفاع خود را چیزی دیگر می‌داند.

under hypnosis, the patient falsely remembered traumatic events that never occurred.

در حالت ایگناسیس، بیمار به اشتباه به یاد می‌آورد که رویدادهای ترومازی که هرگز رخ نداده‌اند رخ داده‌اند.

children often falsely remembered imaginary events as real occurrences.

کودکان اغلب رویدادهای خیالی را به عنوان وقایع واقعی به یاد می‌آورند.

she falsely remembered locking the front door, so she went back to check.

او به اشتباه به یاد می‌آورد که درب جلو را قفل کرده است، بنابراین بازگشت تا بررسی کند.

the elderly man falsely remembered names and faces due to his condition.

مرد سالمند به دلیل وضعیت خود به اشتباه نام و چهره‌ها را به یاد می‌آورد.

the victim falsely remembered the attacker wearing a black jacket.

واستی به اشتباه به یاد می‌آورد که مهاجم کت‌پوش سیاه داشته است.

he falsely remembered the hotel room number and got locked out.

او به اشتباه شماره اتاق هتل را به یاد می‌آورد و بیرون کردن نتوانست.

she falsely remembered paying the bill, but the bank record showed otherwise.

او به اشتباه به یاد می‌آورد که فاکتور را پرداخته است، اما ثبت بانکی نشان داد که اینطور نبود.

he falsely remembered the route to the office and got lost.

او به اشتباه مسیر به دفتر کار را به یاد می‌آورد و گم شد.

after the accident, he falsely remembered the car being red instead of blue.

پس از حادثه، او به اشتباه به یاد می‌آورد که ماشین قرمز بوده است در حالی که آبی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید