familiarization

[ایالات متحده]/fə,miljərai'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صمیمیت، آشنایی، تسلط

جملات نمونه

employee familiarization with company policies

آشنایی کارمندان با سیاست‌های شرکت

familiarization with new technology

آشنایی با فناوری جدید

customer familiarization with product features

آشنایی مشتریان با ویژگی‌های محصول

familiarization training for new employees

آموزش آشنایی برای کارمندان جدید

tourist familiarization with local customs

آشنایی گردشگران با آداب و رسوم محلی

familiarization program for international students

برنامه آشنایی برای دانشجویان بین‌المللی

familiarization trip for new residents

سفر آشنایی برای ساکنان جدید

familiarization process for new software

فرآیند آشنایی با نرم‌افزار جدید

familiarization exercise for emergency procedures

تمرین آشنایی با رویه‌های اضطراری

familiarization workshop on safety protocols

کارگاه آشنایی با پروتکل‌های ایمنی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید