famines

[ایالات متحده]/ˈfæmɪnz/
[بریتانیا]/ˈfæmɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود شدید غذا

عبارات و ترکیب‌ها

great famines

قحطی‌های بزرگ

historical famines

قحطی‌های تاریخی

recent famines

قحطی‌های اخیر

devastating famines

قحطی‌های ویرانگر

chronic famines

قحطی‌های مزمن

preventing famines

جلوگیری از قحطی

global famines

قحطی‌های جهانی

famine relief

کمک به قحطی‌زدگان

famine conditions

شرایط قحطی

famine crises

بحران‌های قحطی

جملات نمونه

famines have historically led to significant population declines.

قحطی‌ها در طول تاریخ منجر به کاهش قابل توجه جمعیت شده‌اند.

governments often implement measures to prevent famines.

دولت‌ها اغلب اقداماتی را برای جلوگیری از قحطی‌ها اجرا می‌کنند.

many famines are caused by natural disasters.

بسیاری از قحطی‌ها ناشی از بلایای طبیعی هستند.

education plays a crucial role in preventing famines.

آموزش نقش مهمی در جلوگیری از قحطی‌ها ایفا می‌کند.

during famines, food distribution becomes a major challenge.

در طول قحطی، توزیع غذا به یک چالش بزرگ تبدیل می‌شود.

historical records show that famines can spark social unrest.

سوابق تاریخی نشان می‌دهد که قحطی‌ها می‌توانند باعث ناآرامی‌های اجتماعی شوند.

international aid is often necessary during famines.

کمک بین‌المللی اغلب در طول قحطی‌ها ضروری است.

famines can lead to widespread malnutrition and health issues.

قحطی‌ها می‌توانند منجر به سوءتغذیه و مشکلات بهداشتی گسترده شوند.

research on famines helps improve agricultural practices.

تحقیقات در مورد قحطی‌ها به بهبود شیوه‌های کشاورزی کمک می‌کند.

famines often disproportionately affect vulnerable populations.

قحطی‌ها اغلب به طور نامتناسبی بر جمعیت‌های آسیب‌پذیر تأثیر می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید