fanion flag
پرچم نشان
fanion marker
نشانگر
fanion pole
قطب نشان
fanion signal
سیگنال نشان
fanion line
خط نشان
fanion guide
راهنمای نشان
fanion display
نمایش نشان
fanion system
سیستم نشان
fanion setup
تنظیمات نشان
fanion design
طراحی نشان
the fanion fluttered in the wind during the race.
پرچم کوچک در طول مسابقه در باد به رقص درآمد.
they used a fanion to mark the boundaries of the field.
آنها از یک پرچم کوچک برای مشخص کردن مرزهای زمین استفاده کردند.
each team carried a fanion to represent their colors.
هر تیم یک پرچم کوچک حمل کرد تا نشان دهنده رنگ های آنها باشد.
the fanion was a symbol of their victory.
پرچم کوچک نمادی از پیروزی آنها بود.
he waved the fanion excitedly as they crossed the finish line.
وقتی از خط پایان عبور کردند، او با هیجان پرچم کوچک را به اهتزاز درآورد.
they placed a fanion at each corner of the course.
آنها در هر گوشه مسیر یک پرچم کوچک قرار دادند.
the fanion helped the participants navigate the route.
پرچم کوچک به شرکت کنندگان کمک کرد تا مسیر را پیدا کنند.
she designed a unique fanion for the event.
او یک پرچم کوچک منحصر به فرد برای این رویداد طراحی کرد.
the fanion was brightly colored to attract attention.
پرچم کوچک به رنگ های روشن بود تا توجه را به خود جلب کند.
during the parade, the fanion was a highlight of the celebration.
در طول رژه، پرچم کوچک یکی از نقاط برجسته جشن بود.
fanion flag
پرچم نشان
fanion marker
نشانگر
fanion pole
قطب نشان
fanion signal
سیگنال نشان
fanion line
خط نشان
fanion guide
راهنمای نشان
fanion display
نمایش نشان
fanion system
سیستم نشان
fanion setup
تنظیمات نشان
fanion design
طراحی نشان
the fanion fluttered in the wind during the race.
پرچم کوچک در طول مسابقه در باد به رقص درآمد.
they used a fanion to mark the boundaries of the field.
آنها از یک پرچم کوچک برای مشخص کردن مرزهای زمین استفاده کردند.
each team carried a fanion to represent their colors.
هر تیم یک پرچم کوچک حمل کرد تا نشان دهنده رنگ های آنها باشد.
the fanion was a symbol of their victory.
پرچم کوچک نمادی از پیروزی آنها بود.
he waved the fanion excitedly as they crossed the finish line.
وقتی از خط پایان عبور کردند، او با هیجان پرچم کوچک را به اهتزاز درآورد.
they placed a fanion at each corner of the course.
آنها در هر گوشه مسیر یک پرچم کوچک قرار دادند.
the fanion helped the participants navigate the route.
پرچم کوچک به شرکت کنندگان کمک کرد تا مسیر را پیدا کنند.
she designed a unique fanion for the event.
او یک پرچم کوچک منحصر به فرد برای این رویداد طراحی کرد.
the fanion was brightly colored to attract attention.
پرچم کوچک به رنگ های روشن بود تا توجه را به خود جلب کند.
during the parade, the fanion was a highlight of the celebration.
در طول رژه، پرچم کوچک یکی از نقاط برجسته جشن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید