You fantasise and take delight in things that are not your own.
شما درباره چیزهایی که متعلق به شما نیستند، خیالپردازی و از آنها لذت میبرید.
He liked to fantasise that he had won a gold medal.
او دوست داشت تصور کند که مدال طلایی برنده شده است.
to fantasise about a dream vacation
خیالپردازی درباره یک تعطیلات رویایی
she often fantasises about winning the lottery
او اغلب درباره برنده شدن در لاتاری خیالپردازی میکند.
to fantasise about a perfect relationship
خیالپردازی درباره یک رابطه کامل
he likes to fantasise about becoming a famous actor
او دوست دارد تصور کند که یک بازیگر مشهور میشود.
to fantasise about a luxurious lifestyle
خیالپردازی درباره یک سبک زندگی لوکس
many people fantasise about quitting their jobs and traveling the world
بسیاری از مردم درباره استعفا از شغل خود و سفر در سراسر جهان خیالپردازی میکنند.
to fantasise about owning a big house
خیالپردازی درباره داشتن یک خانه بزرگ
she often fantasises about meeting her favorite celebrity
او اغلب درباره ملاقات با بازیگر مورد علاقه خود خیالپردازی میکند.
to fantasise about being a superhero
خیالپردازی درباره ابرقهرمان بودن
he likes to fantasise about time travel
او دوست دارد درباره سفر در زمان خیالپردازی کند.
The riches of the Galapagos were something the survivors of the Essex could only fantasise about.
ثروتهای جزایر گلاپاگوس چیزی بود که بازماندگان کشتی اسکس فقط میتوانستند درباره آن خیالپردازی کنند.
منبع: "BBC Documentary: The South Pacific"She even fantasised about driving a red sports car, with dark glasses on.
حتی او هم درباره رانندگی با یک خودروی اسپرت قرمز با عینک آفتابی خیالپردازی میکرد.
منبع: The Economist - ComprehensiveIt's a very unusual marriage indeed in which the two people don’t spend a notable amount of time fantasising
یک وصلت بسیار غیرمعمول است که زوجها مقدار قابل توجهی از وقت خود را صرف خیالپردازی نمیکنند.
منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)And so the way we fantasise about finding love is different.
بنابراین روشی که ما درباره یافتن عشق خیالپردازی میکنیم متفاوت است.
منبع: Financial Times PodcastWhen this old mood reaches a pitch, the sufferer may fantasise about going to a police station and handing themselves in.
وقتی این حالت قدیمی به اوج میرسد، فرد مبتلا ممکن است درباره رفتن به اداره پلیس و خود را تسلیم کردن خیالپردازی کند.
منبع: The school of lifeSo when we're listening to music that we love, we start daydreaming, we start fantasising.
بنابراین وقتی به موسیقی مورد علاقه خود گوش میدهیم، غرق در خیالپردازی میشویم، شروع به خیالپردازی میکنیم.
منبع: Financial Times PodcastIt's a page where people fantasise about your sexual habits, yes?
این صفحهای است که مردم درباره عادات جنسی شما خیالپردازی میکنند، درسته؟
منبع: Silk Season 1Ms Dederer fantasises about a calculator that could weigh " the heinousness of the crime versus the greatness of the art" .
خانم ددرر درباره یک ماشین حساب که بتواند "هولناک بودن جرم در مقابل عظمت هنر“ را وزن کند، خیالپردازی میکند.
منبع: The Economist (Summary)Oh by the way Doc, I heard what you said, that kid who fantasises about killing his parents.
اوه، به هر حال دکتر، شنیدم چه گفتی، آن پسری که درباره کشتن والدینش خیالپردازی میکند.
منبع: FrasierYour columnist investigates As summer descends with a vengeance on the northern hemisphere, you may be fantasising about the promise of " working from anywhere" .
روزنامهنگار شما بررسی میکند، با ظهور خشمگینانه تابستان در نیمکره شمالی، ممکن است درباره وعده «کار از هر کجا» خیالپردازی کنید.
منبع: The Economist (Summary)You fantasise and take delight in things that are not your own.
شما درباره چیزهایی که متعلق به شما نیستند، خیالپردازی و از آنها لذت میبرید.
He liked to fantasise that he had won a gold medal.
او دوست داشت تصور کند که مدال طلایی برنده شده است.
to fantasise about a dream vacation
خیالپردازی درباره یک تعطیلات رویایی
she often fantasises about winning the lottery
او اغلب درباره برنده شدن در لاتاری خیالپردازی میکند.
to fantasise about a perfect relationship
خیالپردازی درباره یک رابطه کامل
he likes to fantasise about becoming a famous actor
او دوست دارد تصور کند که یک بازیگر مشهور میشود.
to fantasise about a luxurious lifestyle
خیالپردازی درباره یک سبک زندگی لوکس
many people fantasise about quitting their jobs and traveling the world
بسیاری از مردم درباره استعفا از شغل خود و سفر در سراسر جهان خیالپردازی میکنند.
to fantasise about owning a big house
خیالپردازی درباره داشتن یک خانه بزرگ
she often fantasises about meeting her favorite celebrity
او اغلب درباره ملاقات با بازیگر مورد علاقه خود خیالپردازی میکند.
to fantasise about being a superhero
خیالپردازی درباره ابرقهرمان بودن
he likes to fantasise about time travel
او دوست دارد درباره سفر در زمان خیالپردازی کند.
The riches of the Galapagos were something the survivors of the Essex could only fantasise about.
ثروتهای جزایر گلاپاگوس چیزی بود که بازماندگان کشتی اسکس فقط میتوانستند درباره آن خیالپردازی کنند.
منبع: "BBC Documentary: The South Pacific"She even fantasised about driving a red sports car, with dark glasses on.
حتی او هم درباره رانندگی با یک خودروی اسپرت قرمز با عینک آفتابی خیالپردازی میکرد.
منبع: The Economist - ComprehensiveIt's a very unusual marriage indeed in which the two people don’t spend a notable amount of time fantasising
یک وصلت بسیار غیرمعمول است که زوجها مقدار قابل توجهی از وقت خود را صرف خیالپردازی نمیکنند.
منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)And so the way we fantasise about finding love is different.
بنابراین روشی که ما درباره یافتن عشق خیالپردازی میکنیم متفاوت است.
منبع: Financial Times PodcastWhen this old mood reaches a pitch, the sufferer may fantasise about going to a police station and handing themselves in.
وقتی این حالت قدیمی به اوج میرسد، فرد مبتلا ممکن است درباره رفتن به اداره پلیس و خود را تسلیم کردن خیالپردازی کند.
منبع: The school of lifeSo when we're listening to music that we love, we start daydreaming, we start fantasising.
بنابراین وقتی به موسیقی مورد علاقه خود گوش میدهیم، غرق در خیالپردازی میشویم، شروع به خیالپردازی میکنیم.
منبع: Financial Times PodcastIt's a page where people fantasise about your sexual habits, yes?
این صفحهای است که مردم درباره عادات جنسی شما خیالپردازی میکنند، درسته؟
منبع: Silk Season 1Ms Dederer fantasises about a calculator that could weigh " the heinousness of the crime versus the greatness of the art" .
خانم ددرر درباره یک ماشین حساب که بتواند "هولناک بودن جرم در مقابل عظمت هنر“ را وزن کند، خیالپردازی میکند.
منبع: The Economist (Summary)Oh by the way Doc, I heard what you said, that kid who fantasises about killing his parents.
اوه، به هر حال دکتر، شنیدم چه گفتی، آن پسری که درباره کشتن والدینش خیالپردازی میکند.
منبع: FrasierYour columnist investigates As summer descends with a vengeance on the northern hemisphere, you may be fantasising about the promise of " working from anywhere" .
روزنامهنگار شما بررسی میکند، با ظهور خشمگینانه تابستان در نیمکره شمالی، ممکن است درباره وعده «کار از هر کجا» خیالپردازی کنید.
منبع: The Economist (Summary)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید