farad

[ایالات متحده]/ˈfær.əd/
[بریتانیا]/ˈfær.æd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد ظرفیت الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

farad unit

واحد فاراد

farad capacitor

خازن فاراد

farad measurement

اندازه گیری فاراد

farad value

مقدار فاراد

farad circuit

مدار فاراد

farad storage

ذخیره سازی فاراد

farad energy

انرژی فاراد

farad capacity

ظرفیت فاراد

farad charge

شارژ فاراد

farad application

کاربرد فاراد

جملات نمونه

the capacitor has a capacitance of one farad.

خازن دارای ظرفیت یک فاراد است.

we measured the capacitance in farads.

ما ظرفیت را بر حسب فاراد اندازه گیری کردیم.

he explained the concept of a farad in simple terms.

او مفهوم فاراد را به زبان ساده توضیح داد.

the unit farad is named after michael faraday.

واحد فاراد نامی است به افتخار مایکل فارادی.

a capacitor can store energy measured in farads.

یک خازن می تواند انرژی را بر حسب فاراد ذخیره کند.

in electronics, farad is a standard unit of measurement.

در الکترونیک، فاراد یک واحد استاندارد اندازه گیری است.

they used a farad meter to test the capacitor.

آنها از یک آمپرمتر فاراد برای تست خازن استفاده کردند.

understanding farads is essential for electrical engineering.

درک فاراد برای مهندسی برق ضروری است.

the farad is a relatively large unit of capacitance.

فاراد یک واحد ظرفیت نسبتاً بزرگ است.

capacitors can be rated in microfarads or farads.

خازن ها را می توان بر حسب میکروفاراد یا فاراد رتبه بندی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید