farfalle

[ایالات متحده]/fɑːˈfɑːleɪ/
[بریتانیا]/fɑrˈfɑleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پاستا که شبیه پروانه‌ها است
Word Forms
جمعfarfalles

عبارات و ترکیب‌ها

farfalle pasta

پاستا فراله

farfalle salad

سالاد فراله

farfalle recipe

دستور پخت فراله

farfalle dish

غذا با فراله

farfalle sauce

سس فراله

farfalle dinner

شام با فراله

farfalle with vegetables

فراله با سبزیجات

farfalle and cheese

فراله و پنیر

farfalle soup

سوپ فراله

farfalle bake

فراله پخته

جملات نمونه

farfalle is a popular pasta shape.

فارفاله یک شکل پاستای محبوب است.

we cooked farfalle with a creamy sauce.

ما فارفاله را با سس خامه‌ای پختیم.

farfalle pairs well with vegetables.

فارفاله با سبزیجات به خوبی همراه می‌شود.

she prefers farfalle over spaghetti.

او ترجیح می‌دهد فارفاله را به اسپاگتی.

farfalle can be served cold in a salad.

می‌توان فارفاله را سرد در سالاد سرو کرد.

he made a delicious farfalle dish for dinner.

او یک غذای خوشمزه با فارفاله برای شام درست کرد.

farfalle is often used in pasta salads.

فارفاله اغلب در سالاد پاستا استفاده می‌شود.

you can find farfalle in most grocery stores.

می‌توانید فارفاله را در بیشتر فروشگاه‌های مواد غذایی پیدا کنید.

farfalle looks beautiful on the plate.

فارفاله روی بشقاب زیبا به نظر می‌رسد.

we enjoyed farfalle with pesto sauce.

ما از خوردن فارفاله با سس پستو لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید