farsi

[ایالات متحده]/ˈfɑːsi/
[بریتانیا]/ˈfɑrsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زبانی که در ایران صحبت می‌شود؛ زبان فارسی

عبارات و ترکیب‌ها

farsi language

زبان فارسی

farsi script

خط فارسی

farsi speakers

سخنوران فارسی

farsi literature

ادبیات فارسی

farsi culture

فرهنگ فارسی

farsi dialects

لهجه‌های فارسی

farsi translation

ترجمه فارسی

farsi phrases

عبارات فارسی

farsi grammar

دستور زبان فارسی

farsi words

کلمات فارسی

جملات نمونه

she can speak farsi fluently.

او می‌تواند به طور روان به فارسی صحبت کند.

farsi literature has a rich history.

ادبیات فارسی تاریخ غنی دارد.

he is learning farsi to connect with his heritage.

او در حال یادگیری فارسی برای ارتباط با فرهنگ و اصالت خود است.

farsi is written in a script similar to arabic.

فارسی با خطی شبیه به عربی نوشته می‌شود.

many persian poets wrote in farsi.

شاعران ایرانی زیادی به فارسی نوشته‌اند.

farsi is an official language in iran.

فارسی یک زبان رسمی در ایران است.

she enjoys reading farsi novels.

او از خواندن رمان‌های فارسی لذت می‌برد.

farsi has many dialects across different regions.

فارسی گویش‌های متعددی در مناطق مختلف دارد.

learning farsi can open up new cultural experiences.

یادگیری فارسی می‌تواند دریچه‌ای به تجربیات فرهنگی جدید باز کند.

he translated the poem from farsi to english.

او شعر را از فارسی به انگلیسی ترجمه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید