fatting

[ایالات متحده]/ˈfætɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfætɪŋ/

ترجمه

n. حذف چربی روده‌ای; حذف چربی احشایی

عبارات و ترکیب‌ها

fatting up

چاق شدن

fatting food

غذاهای چاق‌کننده

fatting diet

رژیم غذایی چاق‌کننده

fatting habits

عادات چاق‌کننده

fatting process

فرآیند چاقی

fatting lifestyle

سبک زندگی چاق‌کننده

fatting phase

فاز چاقی

fatting snacks

میان‌وعده‌های چاق‌کننده

fatting drinks

نوشیدنی‌های چاق‌کننده

fatting exercise

ورزش‌های چاق‌کننده

جملات نمونه

fatting up the livestock is essential before the market.

چاق کردن دام قبل از بازار ضروری است.

farmers are fatting their cattle for better prices.

کشاورزان برای قیمت‌های بهتر، گاوهای خود را چاق می‌کنند.

she is fatting her pet rabbit with special food.

او با غذای مخصوص، خرگوش خانگی خود را چاق می‌کند.

he believes fatting up the chickens will improve their health.

او معتقد است که چاق کردن مرغ‌ها باعث بهبود سلامتی آنها می‌شود.

they are fatting up the fish in the pond for the festival.

آنها برای جشنواره، ماهی‌ها را در حوض چاق می‌کنند.

fattening the pigs is crucial for the upcoming fair.

چاق کردن خوک‌ها برای نمایشگاه آینده بسیار مهم است.

she is experimenting with different diets for fatting her goats.

او در حال آزمایش رژیم‌های غذایی مختلف برای چاق کردن بزهای خود است.

fattening the sheep can lead to higher profits for farmers.

چاق کردن گوسفندان می‌تواند منجر به افزایش سود برای کشاورزان شود.

proper nutrition is key to fatting up the animals effectively.

تغذیه مناسب کلید چاق کردن موثر حیوانات است.

he has a unique method for fatting up his turkeys.

او یک روش منحصر به فرد برای چاق کردن بوقلمون‌های خود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید