faunal

[ایالات متحده]/'fɔnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به جمعیت حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

faunal diversity

تنوع حیات جانوری

جملات نمونه

faunal and floral evolution.

تحول جانوری و گیاهی

The study focused on the faunal diversity of the region.

مطالعه بر تنوع جانوری منطقه متمرکز بود.

The faunal composition of the ecosystem was analyzed in detail.

ترکیب جانوری از اکوسیستم به طور مفصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

The researchers studied the faunal assemblages in different habitats.

محققان، تجمعات جانوری را در زیستگاه‌های مختلف مطالعه کردند.

The faunal remains found at the archaeological site provided valuable insights.

آثار جانوری که در محل باستان‌شناسی یافت شد، بینش‌های ارزشمندی را ارائه داد.

The faunal patterns observed in the study area were consistent with previous research.

الگوهای جانوری مشاهده شده در منطقه مطالعه با تحقیقات قبلی مطابقت داشتند.

The faunal survey revealed the presence of rare species in the forest.

بررسی جانوری نشان داد که گونه‌های نادر در جنگل وجود دارند.

Faunal studies play a crucial role in understanding ecosystem dynamics.

مطالعات جانوری نقش مهمی در درک پویایی اکوسیستم ایفا می‌کنند.

The faunal diversity of the national park attracts many wildlife enthusiasts.

تنوع جانوری پارک ملی بسیاری از علاقه مندان به حیات وحش را جذب می کند.

The faunal population in the area has been affected by habitat loss.

جمعیت جانوری در این منطقه تحت تأثیر از دست دادن زیستگاه قرار گرفته است.

Faunal conservation efforts are essential to protect endangered species.

تلاش‌های حفاظتی جانوری برای محافظت از گونه‌های در معرض خطر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید