disfavored group
گروه نامطلوب
disfavored status
وضعیت نامطلوب
disfavored option
گزینه نامطلوب
disfavored choice
انتخاب نامطلوب
disfavored candidate
نامزد نامطلوب
disfavored treatment
رفتار نامطلوب
disfavored policy
سیاست نامطلوب
disfavored position
موقعیت نامطلوب
disfavored perspective
دیدگاه نامطلوب
disfavored region
منطقه نامطلوب
he felt disfavored by his peers during the project.
او احساس میکرد که در طول پروژه توسط همسالانش مورد بیلطفی قرار گرفته است.
her disfavored status in the team affected her confidence.
وضعیت نامطلوب او در تیم بر اعتماد به نفسش تأثیر گذاشت.
they were disfavored in the competition due to unfair rules.
آنها به دلیل قوانین ناعادلانه در مسابقه مورد بیلطفی قرار گرفتند.
being disfavored can lead to feelings of isolation.
مورد بیلطفی قرار گرفتن میتواند منجر به احساس انزوا شود.
she often felt disfavored in family discussions.
او اغلب در بحثهای خانوادگی احساس میکرد که مورد بیلطفی قرار گرفته است.
his disfavored opinion was ignored during the meeting.
نظر او که مورد بیلطفی قرار گرفته بود، در طول جلسه نادیده گرفته شد.
they realized they were disfavored by the management.
آنها متوجه شدند که مورد بیلطفی مدیریت قرار گرفتهاند.
disfavored children often struggle with self-esteem.
کودکانی که مورد بیلطفی قرار میگیرند اغلب در مورد اعتماد به نفس خود مشکل دارند.
his disfavored ideas were finally acknowledged.
ایدههای او که مورد بیلطفی قرار گرفته بود، سرانجام مورد توجه قرار گرفتند.
she spoke up for the disfavored members of the group.
او از اعضای بیلطفی گروه حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید