favours

[ایالات متحده]/ˈfeɪ.vəz/
[بریتانیا]/ˈfeɪ.vərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جانب‌داری یا ترجیح؛ کمک یا یاری؛ جذابیت یا خوشایندی؛ عمل یا کردار نیک

عبارات و ترکیب‌ها

do favours

انجام لطف

favour someone

خوش آمدن به کسی

return favours

بازپرداخت لطف

ask favours

درخواست لطف

favour of friends

خوش آمدن دوستان

favour the rich

خوش آمدن ثروتمندان

gain favours

کسب لطف

favour the weak

خوش آمدن ضعیف

favour their needs

خوش آمدن نیازهای آنها

favour the cause

خوش آمدن به هدف

جملات نمونه

she always favours the underdog in competitions.

او همیشه از بازنده‌ها در مسابقات حمایت می‌کند.

the teacher favours students who participate actively.

معلم از دانش‌آموزانی که به طور فعالانه شرکت می‌کنند، حمایت می‌کند.

he favours a more relaxed approach to work.

او طرفدار یک رویکرد آرام‌تر به کار است.

many people favours organic products over conventional ones.

بسیاری از مردم محصولات ارگانیک را بر محصولات سنتی ترجیح می‌دهند.

she favours bright colors in her wardrobe.

او رنگ‌های روشن را در کمد لباس خود ترجیح می‌دهد.

he favours the idea of remote work.

او ایده کار از راه دور را ترجیح می‌دهد.

they favours local businesses when shopping.

آنها کسب و کارهای محلی را هنگام خرید ترجیح می‌دهند.

the committee favours a more sustainable approach.

کمیته یک رویکرد پایدارتر را ترجیح می‌دهد.

she favours a healthy lifestyle and regular exercise.

او یک سبک زندگی سالم و ورزش منظم را ترجیح می‌دهد.

he favours traditional methods of teaching.

او روش‌های سنتی آموزش را ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید