disfavours

[ایالات متحده]/dɪsˈfeɪvəz/
[بریتانیا]/dɪsˈfeɪvərz/

ترجمه

vt. با عدم تایید یا دشمنی نگریستن
n. عدم تایید یا بیزاری

عبارات و ترکیب‌ها

disfavours competition

مخالف رقابت است

disfavours growth

مخالف رشد است

disfavours innovation

مخالف نوآوری است

disfavours change

مخالف تغییر است

disfavours diversity

مخالف تنوع است

disfavours progress

مخالف پیشرفت است

disfavours fairness

مخالف عدالت است

disfavours success

مخالف موفقیت است

disfavours stability

مخالف ثبات است

disfavours opportunity

مخالف فرصت است

جملات نمونه

his decision disfavours the younger candidates.

تصمیم او نامزدهای جوان‌تر را بی‌لطفه می‌کند.

the policy disfavours low-income families.

این سیاست خانواده‌های کم‌درآمد را بی‌لطفه می‌کند.

she believes the new rules disfavours creativity.

او معتقد است قوانین جدید خلاقیت را بی‌لطفه می‌کند.

the report disfavours the current management team.

گزارش تیم مدیریت فعلی را بی‌لطفه می‌کند.

his actions disfavours the company's reputation.

اقدامات او اعتبار شرکت را بی‌لطفه می‌کند.

the new law disfavours small businesses.

قانون جدید کسب و کارهای کوچک را بی‌لطفه می‌کند.

it seems that the market disfavours certain products.

به نظر می‌رسد بازار محصولات خاصی را بی‌لطفه می‌کند.

the evidence disfavours the defendant's claims.

شواهد ادعاهای متهم را بی‌لطفه می‌کند.

many argue that the system disfavours minorities.

بسیاری استدلال می‌کنند که سیستم اقلیت‌ها را بی‌لطفه می‌کند.

his comments disfavours the ongoing negotiations.

اظهارات او مذاکرات در جریان را بی‌لطفه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید