faxes

[ایالات متحده]/ˈfæksɪz/
[بریتانیا]/ˈfæksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فکس؛ مدارکی که از طریق فکس ارسال می‌شوند
v. سوم شخص مفرد فکس؛ ارسال یک مدرک از طریق فکس

عبارات و ترکیب‌ها

send faxes

ارسال فکس

receive faxes

دریافت فکس

fax documents

اسناد فکس

fax machine

دستگاه فکس

outgoing faxes

فکس‌های خروجی

incoming faxes

فکس‌های ورودی

fax cover

جلد فکس

fax number

شماره فکس

fax services

خدمات فکس

digital faxes

فکس‌های دیجیتال

جملات نمونه

she sends faxes to confirm the meeting.

او برای تایید جلسه، فکس ارسال می‌کند.

we need to send faxes to our clients regularly.

ما باید به طور منظم فکس‌هایی برای مشتریان خود ارسال کنیم.

he received several faxes from the supplier.

او چندین فکس از تامین کننده دریافت کرد.

faxes are still used in many offices today.

امروز هنوز در بسیاری از دفاتر از فکس استفاده می شود.

can you please send me the faxes by noon?

آیا می توانید لطفاً فکس ها را تا ظهر برای من ارسال کنید؟

faxes can be a reliable way to transmit documents.

فکس ها می توانند راهی مطمئن برای انتقال اسناد باشند.

she prefers to send faxes rather than emails.

او ترجیح می دهد به جای ایمیل، فکس ارسال کند.

he is responsible for organizing all incoming faxes.

او مسئول سازماندهی تمام فکس های ورودی است.

they often receive faxes with important updates.

آنها اغلب فکس هایی با آخرین اطلاعات مهم دریافت می کنند.

make sure to check the faxes for any errors.

مطمئن شوید که فکس ها را برای هر گونه خطایی بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید