transmissions

[ایالات متحده]/trænzˈmɪʃənz/
[بریتانیا]/trænzˈmɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پخش‌ها (جمع انتقال); تحویل یا انتقال اطلاعات; پیام‌ها از رادیو یا تلویزیون; دستگاه مکانیکی برای انتقال قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

data transmissions

ارسال داده

signal transmissions

ارسال سیگنال

transmissions medium

رسانه ارسال

transmissions tower

برج ارسال

transmissions system

سیستم ارسال

transmissions line

خط ارسال

transmissions protocol

پروتکل ارسال

wireless transmissions

ارسال بی‌سیم

digital transmissions

ارسال دیجیتال

audio transmissions

ارسال صدا

جملات نمونه

the car's transmissions need regular maintenance.

تعویض‌گرها نیاز به نگهداری منظم دارند.

new technologies improve the efficiency of transmissions.

فناوری‌های جدید باعث بهبود راندمان تعویض‌گرها می‌شوند.

transmissions can be automatic or manual.

تعویض‌گرها می‌توانند اتوماتیک یا دستی باشند.

he studied the mechanics of vehicle transmissions.

او مکانیک خودروهای تعویض‌گر را مطالعه کرد.

transmissions play a crucial role in vehicle performance.

تعویض‌گرها نقش مهمی در عملکرد خودرو ایفا می‌کنند.

they are testing new transmissions in the latest models.

آنها در حال آزمایش تعویض‌گرهای جدید در آخرین مدل‌ها هستند.

understanding transmissions is essential for car mechanics.

درک تعویض‌گرها برای مکانیک‌های خودرو ضروری است.

transmissions convert engine power into vehicle movement.

تعویض‌گرها قدرت موتور را به حرکت خودرو تبدیل می‌کنند.

some transmissions require more frequent fluid changes.

برخی از تعویض‌گرها به تعویض بیشتر و منظم‌تر روغن نیاز دارند.

he specializes in repairing automatic transmissions.

او در تعمیر تعویض‌گرهای اتوماتیک تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید