feces

[ایالات متحده]/ˈfiːsiːz/
[بریتانیا]/ˈfiːsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدفوع؛ مواد زائد تخلیه شده از بدن؛ مواد زائد حیوانی یا انسانی

عبارات و ترکیب‌ها

animal feces

مدفوع حیوانات

human feces

مدفوع انسان

feces sample

نمونه مدفوع

feces analysis

تجزیه و تحلیل مدفوع

feces disposal

دور انداختن مدفوع

feces contamination

آلودگی مدفوع

feces collection

جمع آوری مدفوع

feces odor

بوی مدفوع

feces test

تست مدفوع

feces spread

گسترش مدفوع

جملات نمونه

feces can be used as fertilizer.

مدفوع می‌تواند به عنوان کود استفاده شود.

the dog left feces on the lawn.

سگ مدفوع خود را روی چمن گذاشت.

feces analysis can reveal health issues.

تحلیل مدفوع می‌تواند مشکلات سلامتی را نشان دهد.

animals often mark their territory with feces.

حیوانات اغلب قلمرو خود را با مدفوع علامت‌گذاری می‌کنند.

proper disposal of feces is important for hygiene.

دفع بهداشتی مدفوع برای رعایت بهداشت مهم است.

feces can carry harmful bacteria.

مدفوع می‌تواند باکتری‌های مضر حمل کند.

some plants thrive in nutrient-rich feces.

برخی از گیاهان در مدفوع غنی از مواد مغذی رشد می‌کنند.

feces is a natural part of the ecosystem.

مدفوع بخشی طبیعی از اکوسیستم است.

veterinarians study feces to diagnose diseases.

دامپزشکان برای تشخیص بیماری‌ها مدفوع را مطالعه می‌کنند.

feces can indicate an animal's diet.

مدفوع می‌تواند نشان‌دهنده رژیم غذایی حیوان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید