bar stool
صندلی بار
folding stool
صندلی تاشو
wooden stool
صندلی چوبی
counter stool
صندلی پیشخوان
The stool is steady enough.
صندلی به اندازه کافی محکم است.
He perched on a tall stool by the bar.
او روی یک صندلی بلند کنار بار نشست.
strong stooling, can ramify to 5 – 10 pieces;
مدفوع قوی، می تواند به 5 تا 10 قطعه شاخه بزند؛
Our prime pruducts are bed, cabinet, shelf, contignation,table, chair, stool,teapoy etc.
محصولات اصلی ما شامل تخت، کابینت، قفسه، کانتینیشن، میز، صندلی، نیمکت، چایدان و غیره است.
"faldstool:a folding or small desk stool at which worshipers kneel to pray, especially one on which the British sovereign kneels at the time of coronation."
"فالدستول: یک صندلی کوچک یا تاشوی رومیزی که نمازگزاران برای نماز زانو میزنند، به خصوص صندلی که پادشاه بریتانیایی در زمان تاجگذاری روی آن زانو میزند."
It has the main treatment effects on the following as: inappetence, poor appetite, stuffy feeling in chest, stool constipate, sputum stasis, fat body, ebriety, naupathia and others.
اثرات درمانی اصلی آن بر موارد زیر است: بیاشتهایی، بیحالی، احساس سنگینی در قفسه سینه، یبوست، استاز مخاطی، بدن چاق، مستی، نائوپاتی و غیره.
Tolerance was evaluated after 7 days of enteral nutrition (D7) on visual analog scale (VAS), stool frequency, and 24-hour steatorrhea/creatorrhea.
تحمل پس از 7 روز تغذیه ورودی (D7) با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری (VAS)، فرکانس مدفوع و استفراغ/خونریزی مدفوعی 24 ساعته ارزیابی شد.
For Esthetician use only.Including the folding bed, stool and the steamer, bought them at $550, now only for sale at $350.
فقط برای استفاده متخصصان زیبایی. شامل تخت تاشو، صندلی و بخاردهی، آنها را به قیمت 550 دلار خریدند، اکنون فقط به قیمت 350 دلار به فروش میرسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید