federals

[ایالات متحده]/ˈfɛd.ər.əlz/
[بریتانیا]/ˈfɛd.ɚ.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع فدرال؛ مربوط به یک فدراسیون یا دولت فدرال

عبارات و ترکیب‌ها

federals only

فدرال‌ها تنها

federals involved

فدرال‌های درگیر

federals act

اقدام فدرال‌ها

federals response

پاسخ فدرال‌ها

federals funding

تامین مالی فدرال‌ها

federals regulation

تنظیمات فدرال

federals oversight

نظارت فدرال

federals authority

اختیارات فدرال

federals policy

سیاست فدرال

federals jurisdiction

قضاوت فدرال

جملات نمونه

the federals are investigating the case thoroughly.

فدرال‌ها پرونده را به طور کامل بررسی می‌کنند.

many federals work to protect national security.

بسیاری از فدرال‌ها برای محافظت از امنیت ملی کار می‌کنند.

the federals provided assistance during the disaster.

فدرال‌ها در طول فاجعه کمک کردند.

federals often collaborate with local law enforcement.

فدرال‌ها اغلب با مجریان قانون محلی همکاری می‌کنند.

the federals announced new regulations for the industry.

فدرال‌ها مقررات جدیدی برای صنعت اعلام کردند.

federals are crucial in maintaining public safety.

فدرال‌ها در حفظ امنیت عمومی حیاتی هستند.

there was a meeting between state officials and federals.

جلسه‌ای بین مقامات ایالتی و فدرال برگزار شد.

federals are often involved in high-profile investigations.

فدرال‌ها اغلب در تحقیقات مهم و پر سر و صدا دخیل هستند.

the federals issued a statement regarding the incident.

فدرال‌ها بیانیه‌ای در مورد حادثه صادر کردند.

many citizens trust the federals to uphold the law.

بسیاری از شهروندان به فدرال‌ها برای اجرای قانون اعتماد دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید