feedbags full
گونیهای پر
empty feedbags
گونیهای خالی
new feedbags
گونیهای جدید
heavy feedbags
گونیهای سنگین
open feedbags
گونیهای باز
durable feedbags
گونیهای بادوام
plastic feedbags
گونیهای پلاستیکی
feedbags storage
نگهداری گونیها
feedbags delivery
تحویل گونیها
reusable feedbags
گونیهای قابل استفاده مجدد
farmers often use feedbags to store animal feed.
کشاورزان اغلب از کیسههای غذایی برای نگهداری غذای حیوانات استفاده میکنند.
the feedbags were filled with corn for the chickens.
کیسههای غذایی با ذرت برای مرغها پر شده بودند.
she carried two heavy feedbags to the barn.
او دو کیسه غذایی سنگین را به طویله برد.
we need to buy more feedbags for the livestock.
ما باید برای دامها بیشتر کیسههای غذایی بخریم.
the store sells various sizes of feedbags.
فروشگاه اندازههای مختلف کیسههای غذایی را میفروشد.
he opened a feedbag and poured the contents into the trough.
او یک کیسه غذایی را باز کرد و محتویات آن را در سینی ریخت.
feedbags are essential for keeping feed fresh.
کیسههای غذایی برای نگهداری غذای تازه ضروری هستند.
they labeled each feedbag with the type of feed inside.
آنها هر کیسه غذایی را با نوع غذای داخل آن برچسبگذاری کردند.
after the storm, many feedbags were scattered across the field.
بعد از طوفان، بسیاری از کیسههای غذایی در سراسر مزرعه پخش شده بودند.
the farmer stacked the empty feedbags in the corner.
کشاورز کیسههای غذایی خالی را در گوشه انباشته کرد.
feedbags full
گونیهای پر
empty feedbags
گونیهای خالی
new feedbags
گونیهای جدید
heavy feedbags
گونیهای سنگین
open feedbags
گونیهای باز
durable feedbags
گونیهای بادوام
plastic feedbags
گونیهای پلاستیکی
feedbags storage
نگهداری گونیها
feedbags delivery
تحویل گونیها
reusable feedbags
گونیهای قابل استفاده مجدد
farmers often use feedbags to store animal feed.
کشاورزان اغلب از کیسههای غذایی برای نگهداری غذای حیوانات استفاده میکنند.
the feedbags were filled with corn for the chickens.
کیسههای غذایی با ذرت برای مرغها پر شده بودند.
she carried two heavy feedbags to the barn.
او دو کیسه غذایی سنگین را به طویله برد.
we need to buy more feedbags for the livestock.
ما باید برای دامها بیشتر کیسههای غذایی بخریم.
the store sells various sizes of feedbags.
فروشگاه اندازههای مختلف کیسههای غذایی را میفروشد.
he opened a feedbag and poured the contents into the trough.
او یک کیسه غذایی را باز کرد و محتویات آن را در سینی ریخت.
feedbags are essential for keeping feed fresh.
کیسههای غذایی برای نگهداری غذای تازه ضروری هستند.
they labeled each feedbag with the type of feed inside.
آنها هر کیسه غذایی را با نوع غذای داخل آن برچسبگذاری کردند.
after the storm, many feedbags were scattered across the field.
بعد از طوفان، بسیاری از کیسههای غذایی در سراسر مزرعه پخش شده بودند.
the farmer stacked the empty feedbags in the corner.
کشاورز کیسههای غذایی خالی را در گوشه انباشته کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید