feedbags

[ایالات متحده]/ˈfiːdbæɡz/
[بریتانیا]/ˈfidˌbæɡz/

ترجمه

n. (کیسه‌هایی برای نگهداری علوفه، معمولاً بر روی سر اسب آویزان می‌شوند)

عبارات و ترکیب‌ها

feedbags full

گونی‌های پر

empty feedbags

گونی‌های خالی

new feedbags

گونی‌های جدید

heavy feedbags

گونی‌های سنگین

open feedbags

گونی‌های باز

durable feedbags

گونی‌های بادوام

plastic feedbags

گونی‌های پلاستیکی

feedbags storage

نگهداری گونی‌ها

feedbags delivery

تحویل گونی‌ها

reusable feedbags

گونی‌های قابل استفاده مجدد

جملات نمونه

farmers often use feedbags to store animal feed.

کشاورزان اغلب از کیسه‌های غذایی برای نگهداری غذای حیوانات استفاده می‌کنند.

the feedbags were filled with corn for the chickens.

کیسه‌های غذایی با ذرت برای مرغ‌ها پر شده بودند.

she carried two heavy feedbags to the barn.

او دو کیسه غذایی سنگین را به طویله برد.

we need to buy more feedbags for the livestock.

ما باید برای دام‌ها بیشتر کیسه‌های غذایی بخریم.

the store sells various sizes of feedbags.

فروشگاه اندازه‌های مختلف کیسه‌های غذایی را می‌فروشد.

he opened a feedbag and poured the contents into the trough.

او یک کیسه غذایی را باز کرد و محتویات آن را در سینی ریخت.

feedbags are essential for keeping feed fresh.

کیسه‌های غذایی برای نگهداری غذای تازه ضروری هستند.

they labeled each feedbag with the type of feed inside.

آنها هر کیسه غذایی را با نوع غذای داخل آن برچسب‌گذاری کردند.

after the storm, many feedbags were scattered across the field.

بعد از طوفان، بسیاری از کیسه‌های غذایی در سراسر مزرعه پخش شده بودند.

the farmer stacked the empty feedbags in the corner.

کشاورز کیسه‌های غذایی خالی را در گوشه انباشته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید