feedstocks

[ایالات متحده]/ˈfiːdstɒks/
[بریتانیا]/ˈfiːdstɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد خام استفاده شده در فرآیندهای صنعتی

عبارات و ترکیب‌ها

renewable feedstocks

خوراک‌های تجدیدپذیر

biological feedstocks

خوراک‌های زیستی

alternative feedstocks

خوراک‌های جایگزین

sustainable feedstocks

خوراک‌های پایدار

chemical feedstocks

خوراک‌های شیمیایی

agricultural feedstocks

خوراک‌های کشاورزی

industrial feedstocks

خوراک‌های صنعتی

carbon feedstocks

خوراک‌های کربنی

natural feedstocks

خوراک‌های طبیعی

waste feedstocks

خوراک‌های ضایعاتی

جملات نمونه

many industries rely on various feedstocks for production.

بسیاری از صنایع برای تولید به مواد اولیه مختلف متکی هستند.

renewable feedstocks are essential for sustainable energy.

مواد اولیه تجدیدپذیر برای انرژی پایدار ضروری هستند.

feedstocks can significantly impact the quality of the final product.

مواد اولیه می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت محصول نهایی داشته باشند.

we need to explore alternative feedstocks to reduce costs.

ما باید مواد اولیه جایگزین را برای کاهش هزینه‌ها بررسی کنیم.

feedstocks derived from waste can help in recycling efforts.

مواد اولیه مشتق شده از ضایعات می‌تواند به تلاش‌های بازیافت کمک کند.

different feedstocks require specific processing techniques.

مواد اولیه مختلف به تکنیک‌های فرآوری خاصی نیاز دارند.

the availability of feedstocks affects production schedules.

در دسترس بودن مواد اولیه بر برنامه های تولید تأثیر می گذارد.

feedstocks play a crucial role in the chemical industry.

مواد اولیه نقش مهمی در صنعت شیمی ایفا می کنند.

investing in local feedstocks can boost the economy.

سرمایه گذاری در مواد اولیه محلی می تواند اقتصاد را تقویت کند.

understanding feedstocks is vital for efficient resource management.

درک مواد اولیه برای مدیریت کارآمد منابع بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید