fells

[ایالات متحده]/fɛlz/
[بریتانیا]/fɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بریدن یا خراب کردن; دارای برگ; پوشیده از برگ; آمدن; تبدیل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

fells trees

تراشیدن درختان

fells mountains

تراشیدن کوه‌ها

fells animals

تراشیدن حیوانات

fells prey

تراشیدن طعمه

fells giants

تراشیدن غول‌ها

fells foes

تراشیدن دشمنان

fells rivals

تراشیدن رقیبان

fells walls

تراشیدن دیوارها

جملات نمونه

he fells the tree with great skill.

او با مهارت زیاد درخت را قطع می‌کند.

the lumberjack fells trees in the forest.

چوب‌بر با مهارت درختان را در جنگل قطع می‌کند.

she fells her opponent in the wrestling match.

او حریف خود را در مسابقه کشتی شکست می‌دهد.

as the storm rages, the wind fells many branches.

همانطور که طوفان می‌خروشد، باد شاخه‌های زیادی را می‌اندازد.

the athlete fells the bar during the competition.

ورزشکار میله را در طول مسابقه می‌اندازد.

he fells into a deep sleep after the long day.

او بعد از یک روز طولانی به خواب عمیقی فرو می‌رود.

the artist fells inspired to create a new masterpiece.

هنرمند احساس می‌کند که برای خلق یک شاهکار جدید الهام گرفته است.

she fells in love with the beautiful scenery.

او عاشق منظره زیبا می‌شود.

the teacher fells the students' enthusiasm for learning.

معلم شور و اشتیاق دانش‌آموزان را احساس می‌کند.

he fells a sense of accomplishment after finishing the project.

او بعد از اتمام پروژه احساس موفقیت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید