defeats

[ایالات متحده]/dɪˈfiːts/
[بریتانیا]/dɪˈfiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیروزی بر; غلبه کردن یا مانع شدن; گیج کردن یا سردرگم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defeats expectations

شکست انتظارات

defeats the purpose

شکست هدف

defeats the enemy

شکست دشمن

defeats occur

شکست ها رخ می دهند

defeats in battle

شکست در نبرد

defeats the odds

شکست شانس ها

defeats rivals

شکست رقیبان

defeats are common

شکست ها رایج هستند

defeats happen

شکست ها اتفاق می افتند

defeats the champion

شکست قهرمان

جملات نمونه

the team defeats their rivals in the championship.

تیم رقبای خود را در مسابقات قهرمانی شکست می‌دهد.

she defeats her fears and speaks in public.

او ترس‌های خود را پشت سر گذاشته و در حضور عموم صحبت می‌کند.

the player defeats the previous record.

بازیکن رکورد قبلی را شکست می‌دهد.

he defeats the enemy forces with strategic planning.

او با برنامه‌ریزی استراتژیک، نیروهای دشمن را شکست می‌دهد.

they celebrate as their hero defeats the villain.

آنها جشن می‌گیرند زیرا قهرمانشان شرور را شکست می‌دهد.

the new technology defeats the old methods.

فناوری جدید روش‌های قدیمی را از بین می‌برد.

she defeats her competitors in the talent show.

او رقبای خود را در مسابقه استعدادها شکست می‌دهد.

the athlete defeats all odds to win the race.

ورزشکار با وجود تمام مشکلات، برای برنده شدن در مسابقه، از همه موانع عبور می‌کند.

he defeats procrastination by setting goals.

او با تعیین اهداف، تعلل را شکست می‌دهد.

the community defeats the challenges of poverty together.

جامعه با هم، چالش‌های فقر را شکست می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید