felonies

[ایالات متحده]/ˈfɛləniz/
[بریتانیا]/ˈfɛləniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنایات جدی که قابل مجازات توسط قانون هستند

عبارات و ترکیب‌ها

serious felonies

جرایم جدی

violent felonies

جرایم خشونت‌آمیز

property felonies

جرایم مربوط به اموال

federal felonies

جرایم فدرال

state felonies

جرایم ایالتی

non-violent felonies

جرایم غیرخشونت‌آمیز

repeat felonies

جرایم تکراری

class a felonies

جرایم کلاس الف

major felonies

جرایم بزرگ

felonies committed

جرایمی که مرتکب شده‌اند

جملات نمونه

he was charged with multiple felonies.

او به اتهام چندین جرم سنگین متهم شد.

felonies can lead to severe penalties.

جرم‌های سنگین می‌توانند منجر به مجازات‌های شدید شوند.

she has a history of committing felonies.

او سابقه ارتکاب جرم‌های سنگین دارد.

understanding the difference between misdemeanors and felonies is important.

درک تفاوت بین تخلفات و جرم‌های سنگین مهم است.

many felonies involve violence or theft.

بسیاری از جرم‌های سنگین شامل خشونت یا سرقت می‌شوند.

he is serving time for his felonies.

او به دلیل جرم‌های سنگین خود در حال گذراندن زمان در زندان است.

felonies can affect employment opportunities.

جرم‌های سنگین می‌توانند فرصت‌های شغلی را تحت تأثیر قرار دهند.

the court dealt harshly with his felonies.

دادگاه با جرم‌های سنگین او به شدت برخورد کرد.

she was advised to avoid any further felonies.

به او توصیه شد از هرگونه جرم سنگین دیگری اجتناب کند.

felonies can carry long prison sentences.

جرم‌های سنگین می‌توانند شامل حبس طولانی مدت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید