feminisms

[ایالات متحده]/'femɪnɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'fɛmənɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فمینیسم - دفاع از حقوق زنان بر اساس برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با مردان.

جملات نمونه

women should be doing feminism rather than theorizing it.

زنان باید فمینیسم را انجام دهند تا به نظریه‌پردازی آن بپردازند.

Feminism wasted time trying to persuade us that men are tameable, she proclaimed.

او اعلام کرد که فمینیسم زمانی را تلف کرد تا متقاعد کند که مردان رام کردن‌پذیر هستند.

secondly,contents changed from feminine querimony to a kind of ideality of showing feminism and perusing personality release during the Ming and Qing Dynasty,which had progressive significance.

در ثانوی، محتواها از شکایت‌های زنانه به نوعی ایده‌آل از نشان دادن فمینیسم و جستجوی رهایی شخصیت در طول سلسله‌های مینگ و چینگ تغییر کردند که اهمیت پیشرویی داشت.

She is a strong advocate for feminism.

او یک مدافع قوی فمینیسم است.

Gender equality is a key principle of feminism.

برابری جنسیتی یک اصل کلیدی فمینیسم است.

Many women have found empowerment through feminism.

بسیاری از زنان از طریق فمینیسم توانمند شده‌اند.

Feminism aims to challenge and dismantle patriarchy.

فمینیسم هدف دارد تا ساختار پدرسالاری را به چالش بکشد و آن را از بین ببرد.

Intersectionality is an important concept in feminism.

تقاطع‌گرایی یک مفهوم مهم در فمینیسم است.

She believes in the core values of feminism.

او به ارزش‌های اصلی فمینیسم باور دارد.

Feminism seeks to address systemic inequalities.

فمینیسم به دنبال رسیدگی به نابرابری‌های سیستمی است.

The history of feminism is complex and diverse.

تاریخچه فمینیسم پیچیده و متنوع است.

Feminism advocates for reproductive rights.

فمینیسم از حقوق باروری حمایت می‌کند.

Feminism challenges traditional gender roles.

فمینیسم نقش‌های جنسیتی سنتی را به چالش می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید