femtovolt

[ایالات متحده]/ˈfɛm.təʊ.vəʊlt/
[بریتانیا]/ˈfɛm.təˌvoʊlt/

ترجمه

n. یک واحد پتانسیل الکتریکی برابر با 10^-15 ولت
abbr. اختصار برای فمتوولت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

femtovolt measurement

اندازه گیری فمتوولت

femtovolt range

محدوده فمتوولت

femtovolt sensitivity

حساسیت فمتوولت

femtovolt level

سطح فمتوولت

femtovolt scale

مقیاس فمتوولت

femtovolt output

خروجی فمتوولت

femtovolt signal

سیگنال فمتوولت

femtovolt detector

تشخیص‌دهنده فمتوولت

femtovolt calibration

کالیبراسیون فمتوولت

femtovolt standard

استاندارد فمتوولت

جملات نمونه

the voltage across the circuit was measured in femtovolts.

ولتاژ در سراسر مدار به فمتولت اندازه‌گیری شد.

researchers discovered a method to detect femtovolt changes in the signal.

محققان روشی برای تشخیص تغییرات فمتولت در سیگنال کشف کردند.

the device operates at a sensitivity of one femtovolt.

دستگاه با حساسیت یک فمتولت کار می کند.

femtovolt measurements are critical in quantum computing.

اندازه گیری های فمتولت در محاسبات کوانتومی حیاتی هستند.

they calibrated the instrument to read femtovolts accurately.

آنها دستگاه را برای خواندن دقیق فمتولت ها کالیبره کردند.

understanding femtovolt levels can improve sensor technology.

درک سطوح فمتولت می تواند فناوری حسگر را بهبود بخشد.

in the lab, they achieved a resolution of femtovolts.

در آزمایشگاه، آنها به وضوحی از فمتولت رسیدند.

the experiment required precise femtovolt measurements.

آزمایش به اندازه گیری دقیق فمتولت نیاز داشت.

femtovolt variations can indicate changes in material properties.

تغییرات فمتولت می تواند نشان دهنده تغییرات در خواص مواد باشد.

engineers are developing devices that can operate at femtovolt levels.

مهندسان در حال توسعه دستگاه هایی هستند که می توانند در سطوح فمتولت کار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید