fenestrated

[ایالات متحده]/ˈfɛn.ɪ.streɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈfɛn.ɪ.streɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای پنجره‌ها یا روزنه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

fenestrated membrane

غشای منفذدار

fenestrated capillaries

مویرگ‌های منفذدار

fenestrated epithelium

اپیتلیوم منفذدار

fenestrated wall

دیوار منفذدار

fenestrated structure

ساختار منفذدار

fenestrated filter

فیلتر منفذدار

fenestrated design

طراحی منفذدار

fenestrated tissue

بافت منفذدار

fenestrated layer

لایه منفذدار

fenestrated surface

سطح منفذدار

جملات نمونه

the fenestrated design of the building allows for more natural light.

طراحی مشبک ساختمان به اجازه دادن به نور طبیعی بیشتر کمک می‌کند.

fenestrated membranes are used in advanced filtration systems.

غشاهای مشبک در سیستم‌های فیلتراسیون پیشرفته استفاده می‌شوند.

the fenestrated structure enhances air circulation in the room.

ساختار مشبک باعث بهبود جریان هوا در اتاق می‌شود.

researchers studied fenestrated capillaries in the kidneys.

محققان عروق‌های خونی مشبک را در کلیه‌ها مطالعه کردند.

the artist created a fenestrated sculpture that plays with light.

هنرمند مجسمه‌ای مشبک خلق کرد که با نور بازی می‌کند.

fenestrated walls can improve energy efficiency in buildings.

دیوارهای مشبک می‌توانند راندمان انرژی ساختمان‌ها را بهبود بخشند.

in biology, fenestrated structures are crucial for certain functions.

در زیست‌شناسی، ساختارهای مشبک برای برخی عملکردهای خاص حیاتی هستند.

the fenestrated atrium creates a unique architectural feature.

تالار مشبک یک ویژگی معماری منحصر به فرد ایجاد می‌کند.

she prefers fenestrated curtains for better light control.

او ترجیح می‌دهد از پرده‌های مشبک برای کنترل بهتر نور استفاده کند.

fenestrated packaging can extend the shelf life of products.

بسته‌بندی مشبک می‌تواند ماندگاری محصولات را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید