latticed

[ایالات متحده]/'lætɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی ساختاری از نوارهای متقاطع؛ ساخته شده به صورت مشبک
n. عمل ساختن به صورت مشبک

عبارات و ترکیب‌ها

latticed windows

نوافذ مشبک

latticed pattern

الگوهای مشبک

جملات نمونه

The latticed window let in a gentle breeze.

نور خورشید از پنجره مشبک عبور می کرد.

She admired the latticed pattern on the fence.

او الگوی مشبک روی حصار را تحسین کرد.

The latticed design on the ceiling added a touch of elegance to the room.

طرح مشبک روی سقف، ظاهری زیبا به اتاق بخشید.

The latticed shadows danced on the walls as the sun set.

همانطور که خورشید غروب می کرد، سایه های مشبک روی دیوارها رقص می کردند.

He peeked through the latticed gate to see who was outside.

او از پشت دروازه مشبک نگاه کرد تا ببیند چه کسی بیرون است.

The latticed structure of the building allowed for natural light to filter through.

ساختار مشبک ساختمان اجازه می داد نور طبیعی از آن عبور کند.

The latticed balcony provided a perfect spot for enjoying the view.

بالکن مشبک مکانی عالی برای لذت بردن از منظره بود.

The latticed screen protected the plants from strong winds.

صفحه مشبک گیاهان را از بادهای شدید محافظت می کرد.

The latticed fence added privacy to the backyard.

حصار مشبک حریم خصوصی را به حیاط پشتی اضافه کرد.

She sat in the latticed gazebo, enjoying the peaceful surroundings.

او در داخلgazebo مشبک نشست و از محیط آرام لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید