fermenting

[ایالات متحده]/fɜːˈmɛntɪŋ/
[بریتانیا]/fərˈmɛn.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند ایجاد تخمیر؛ به هیجان آوردن یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fermenting process

فرآیند تخمیر

fermenting agent

عامل تخمیر

fermenting food

غذاهای تخمیری

fermenting culture

کشتور تخمیر

fermenting yeast

خمیر مایه تخمیر

fermenting beverage

نوشیدنی تخمیری

fermenting mixture

مخلوط تخمیر

fermenting sugars

قندهای تخمیر

fermenting grains

غلات تخمیر

fermenting conditions

شرایط تخمیر

جملات نمونه

the process of fermenting grapes is essential for making wine.

فرآیند تخمیر انگور برای تهیه شراب ضروری است.

fermenting vegetables can enhance their flavor and nutrition.

تخمیر سبزیجات می‌تواند طعم و ارزش غذایی آن‌ها را افزایش دهد.

she enjoys fermenting her own yogurt at home.

او از تخمیر ماست خودش در خانه لذت می‌برد.

fermenting dough is crucial for making bread rise.

تخمیر خمیر برای پف کردن نان بسیار مهم است.

they are experimenting with fermenting different types of fruits.

آنها در حال آزمایش تخمیر انواع مختلف میوه هستند.

fermenting tea leaves can create unique flavors.

تخمیر برگ‌های چای می‌تواند طعم‌های منحصر به فردی ایجاد کند.

he learned the art of fermenting kombucha.

او هنر تخمیر کامبوچا را آموخت.

fermenting grains can produce various alcoholic beverages.

تخمیر غلات می‌تواند نوشیدنی‌های الکلی مختلفی تولید کند.

fermenting is a natural way to preserve food.

تخمیر یک راه طبیعی برای حفظ غذا است.

they are fermenting a new recipe for pickles.

آنها در حال تخمیر یک دستورالعمل جدید برای ترشی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید