ferreted

[ایالات متحده]/ˈfɛrɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈfɛrɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جستجو شده؛ برای شکار یا جستجو کردن؛ برای شکار از فررت استفاده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ferreted out

بیرون کشیدن

ferreted away

دور کردن

ferreted into

وارد شدن به

ferreted information

اطلاعات جمع‌آوری شده

ferreted details

جزئیات جمع‌آوری شده

ferreted secrets

رازهای کشف شده

ferreted facts

حقایق کشف شده

ferreted evidence

شواهد کشف شده

ferreted truths

حقیقت‌های کشف شده

ferreted clues

سرنخ‌های کشف شده

جملات نمونه

she ferreted out the truth behind the rumors.

او حقیقت پشت شایعات را کشف کرد.

he ferreted away some money for a rainy day.

او مقداری پول را برای روز مبادا کنار گذاشت.

the detective ferreted through the evidence for clues.

مامور پلیس مدارک را برای یافتن سرنخ‌ها جستجو کرد.

they ferreted around the old house looking for antiques.

آنها در جستجوی عتیقه‌جات در اطراف خانه قدیمی جستجو کردند.

she ferreted out the best deals online.

او بهترین معاملات را به صورت آنلاین کشف کرد.

he ferreted his way into the exclusive club.

او راه خود را به داخل باشگاه انحصاری باز کرد.

after hours of searching, she finally ferreted the lost book.

پس از ساعت‌ها جستجو، او سرانجام کتاب گمشده را پیدا کرد.

the journalist ferreted out the facts for the story.

روزنامه‌نگار حقایق را برای داستان کشف کرد.

he ferreted through the files to find the missing document.

او برای یافتن سند گم‌شده، فایل‌ها را جستجو کرد.

they ferreted out the hidden meanings in the poem.

آنها معانی پنهان را در شعر کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید