ferriferous

[ایالات متحده]/ˌfɛrɪˈfɛrəs/
[بریتانیا]/ˌfɛrɪˈfɛrəs/

ترجمه

adj. حاوی آهن; حاوی آهن سه ظرفیتی

عبارات و ترکیب‌ها

ferriferous rock

سنگ آهن‌دار

ferriferous minerals

مواد معدنی آهن‌دار

ferriferous deposits

رسوبات آهن‌دار

ferriferous ores

گندلهای آهن‌دار

ferriferous soil

خاک آهن‌دار

ferriferous layers

لایه‌های آهن‌دار

ferriferous regions

مناطق آهن‌دار

ferriferous veins

رگه‌های آهن‌دار

ferriferous fields

زمین‌های آهن‌دار

ferriferous formations

آبشکن‌های آهن‌دار

جملات نمونه

the region is known for its ferriferous deposits.

منطقه به دلیل ذخایر آهن‌دارش شناخته شده است.

ferriferous minerals are essential for steel production.

مواد معدنی آهن‌دار برای تولید فولاد ضروری هستند.

geologists study ferriferous rocks to understand earth's history.

زمین‌شناسان سنگ‌های آهن‌دار را برای درک تاریخ زمین مطالعه می‌کنند.

the ferriferous content of the soil affects plant growth.

میزان آهن موجود در خاک بر رشد گیاهان تأثیر می‌گذارد.

mining companies often seek ferriferous sites for extraction.

شرکت‌های معدنی اغلب به دنبال مکان‌های آهن‌دار برای استخراج هستند.

the ferriferous nature of the ore was confirmed by tests.

طبیعت آهن‌دار سنگ معدن توسط آزمایشات تأیید شد.

understanding ferriferous materials is crucial for engineers.

درک مواد آهن‌دار برای مهندسان بسیار مهم است.

the ferriferous layer of the earth's crust is rich in resources.

لایه آهن‌دار پوسته زمین سرشار از منابع است.

ferriferous compounds are often used in chemical processes.

ترکیبات آهن‌دار اغلب در فرآیندهای شیمیایی استفاده می‌شوند.

studies show that ferriferous environments support diverse ecosystems.

تحقیقات نشان می‌دهد که محیط‌های آهن‌دار از اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید