ferrite

[ایالات متحده]/ˈfɛraɪt/
[بریتانیا]/ˈfɛrˌaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی اکسید آهن یا نمک آهن؛ ماده‌ای مغناطیسی ساخته شده از آهن

عبارات و ترکیب‌ها

ferrite core

هسته‌ی فرایت

ferrite material

مواد فرایت

ferrite bead

مهره‌ی فرایت

ferrite magnet

مغناطیس فرایت

ferrite powder

پودر فرایت

ferrite transformer

ترانسفورماتور فرایت

ferrite disk

دیسک فرایت

ferrite rod

میله‌ی فرایت

ferrite antenna

آنتن فرایت

ferrite circuit

مدار فرایت

جملات نمونه

ferrite is commonly used in magnetic materials.

فریت به طور معمول در مواد مغناطیسی استفاده می شود.

the ferrite core enhances the performance of transformers.

هسته فریت عملکرد ترانسفورماتورها را بهبود می بخشد.

many electronic devices utilize ferrite components.

دستگاه های الکترونیکی زیادی از اجزای فریت استفاده می کنند.

ferrite beads help reduce electromagnetic interference.

مهره های فریت به کاهش تداخل الکترومغناطیسی کمک می کنند.

researchers are studying the properties of ferrite materials.

محققان در حال بررسی خواص مواد فریت هستند.

ferrite magnets are known for their strong magnetic field.

مغناطیس های فریت به دلیل میدان مغناطیسی قوی خود شناخته شده اند.

in electronics, ferrite is vital for signal processing.

در الکترونیک، فریت برای پردازش سیگنال حیاتی است.

ferrite materials can be used in high-frequency applications.

می توان از مواد فریت در کاربردهای فرکانس بالا استفاده کرد.

using ferrite in inductors improves their efficiency.

استفاده از فریت در سلف ها باعث بهبود راندمان آنها می شود.

the manufacturing of ferrite components requires precision.

تولید اجزای فریت نیاز به دقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید