fertilities

[ایالات متحده]/fɜːˈtɪlɪtiz/
[بریتانیا]/fərˈtɪlɪtiz/

ترجمه

n. کیفیت باروری؛ ظرفیت تولید محصولات یا نسل‌های فراوان

عبارات و ترکیب‌ها

high fertilities

باروری بالا

low fertilities

باروری پایین

increased fertilities

افزایش باروری

natural fertilities

باروری طبیعی

female fertilities

باروری زنان

male fertilities

باروری مردان

fertilities rates

نرخ باروری

overall fertilities

باروری کلی

fertilities issues

مشکلات باروری

fertilities studies

مطالعات باروری

جملات نمونه

high fertilities are essential for sustainable agriculture.

باروری بالا برای کشاورزی پایدار ضروری است.

improving fertilities can lead to better crop yields.

بهبود حاصلخیزی می تواند منجر به افزایش عملکرد محصول شود.

fertilities vary significantly across different regions.

حاصلخیزی به طور قابل توجهی در مناطق مختلف متفاوت است.

research on soil fertilities is crucial for farmers.

تحقیقات در مورد حاصلخیزی خاک برای کشاورزان بسیار مهم است.

climate change affects the fertilities of many species.

تغییرات آب و هوایی بر حاصلخیزی بسیاری از گونه ها تأثیر می گذارد.

fertilities play a key role in ecosystem balance.

حاصلخیزی نقش کلیدی در حفظ تعادل اکوسیستم دارد.

policies aimed at increasing fertilities can boost the economy.

سیاست هایی که هدف آنها افزایش حاصلخیزی است می توانند اقتصاد را تقویت کنند.

monitoring fertilities helps in wildlife conservation efforts.

نظارت بر حاصلخیزی به تلاش های حفاظت از حیات وحش کمک می کند.

fertilities in urban areas can be affected by pollution.

حاصلخیزی در مناطق شهری می تواند تحت تأثیر آلودگی قرار گیرد.

understanding human fertilities is important for public health.

درک باروری انسان برای سلامت عمومی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید