fetalist

[ایالات متحده]/[ˈfiːtəlɪst]/
[بریتانیا]/[ˈfiːtəlɪst]/

ترجمه

n. فردی که معتقد است که رویدادها پیش‌بینی شده‌اند و افراد کنترلی بر زندگی خود ندارند؛ فردی که به فیتالیسم وفادار است.
adj. مربوط به یا ویژگی فیتالیسم.

جملات نمونه

the fetalist researcher specializes in studying fetal development

پژوهشگر فتالیست در مطالعه توسعه جنین متخصص است

modern fetalist medicine has advanced significantly in recent decades

پزشکی فتالیست مدرن در دهه‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است

the fetalist position emphasizes the importance of prenatal care

موضع فتالیست اهمیت مراقبت قبل از تولد را تاکید می‌کند

many fetalist studies focus on early fetal development

بسیاری از مطالعات فتالیست روی توسعه جنین در مراحل اولیه متمرکز هستند

the fetalist approach to healthcare prioritizes unborn patients

رویکرد فتالیست در پزشکی به بیماران نابorn اولویت می‌دهد

fetalist technology allows doctors to monitor fetal health

فناوری فتالیست به پزشکان امکان می‌دهد تا سلامت جنین را نظارت کنند

the conference brought together leading fetalist experts

کنفرانس متخصصان فتالیست را در یک جایگاه جمع آوری کرد

fetalist research has revealed new information about fetal cells

پژوهش‌های فتالیست اطلاعات جدیدی درباره سلول‌های جنین آشکار کرده است

the doctor took a fetalist perspective when treating the pregnancy

پزشک در درمان حاملگی از دیدگاه فتالیست استفاده کرد

fetalist interventions can prevent certain birth defects

Müdیرات فتالیست می‌تواند برخی از عیوب تولد را جلوگیری کند

the hospital's fetalist unit is equipped with advanced equipment

واحد فتالیست بیمارستان با تجهیزات پیشرفته تجهیز شده است

fetalist ethics is an important field of study

اخلاق فتالیست یک زمینه مهم مطالعاتی است

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید