fetoprotein

[ایالات متحده]/ˌfiːtəʊˈprəʊtiːn/
[بریتانیا]/ˌfiːtəˈproʊtiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پروتئین تولید شده توسط جنین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

alpha fetoprotein

آلفا فتوپروتئین

fetal fetoprotein

فتوپروتئین جنینی

serum fetoprotein

فتوپروتئین سرم

placental fetoprotein

فتوپروتئین جفت

maternal fetoprotein

فتوپروتئین مادری

high fetoprotein

فتوپروتئین بالا

low fetoprotein

فتوپروتئین پایین

fetoprotein level

سطح فتوپروتئین

fetoprotein test

تست فتوپروتئین

fetoprotein production

تولید فتوپروتئین

جملات نمونه

fetoprotein levels can indicate liver function.

سطح آلفا فتوپروتئین می‌تواند نشان‌دهنده عملکرد کبد باشد.

high fetoprotein may suggest certain types of cancer.

آلفا فتوپروتئین بالا ممکن است نشان‌دهنده انواع خاصی از سرطان باشد.

doctors often test for fetoprotein during pregnancy.

پزشکان اغلب در دوران بارداری برای آلفا فتوپروتئین آزمایش می‌کنند.

fetoprotein is produced by the liver and yolk sac.

آلفا فتوپروتئین توسط کبد و کیسه زرده تولید می‌شود.

monitoring fetoprotein can help in early diagnosis.

نظارت بر آلفا فتوپروتئین می‌تواند به تشخیص زودهنگام کمک کند.

fetoprotein tests are important for prenatal care.

تست‌های آلفا فتوپروتئین برای مراقبت‌های دوران بارداری مهم هستند.

elevated fetoprotein levels require further investigation.

سطح بالای آلفا فتوپروتئین نیاز به بررسی بیشتر دارد.

fetoprotein can be a marker for fetal abnormalities.

آلفا فتوپروتئین می‌تواند نشان‌دهنده ناهنجاری‌های جنینی باشد.

research continues on the role of fetoprotein in cancer.

تحقیقات در مورد نقش آلفا فتوپروتئین در سرطان ادامه دارد.

fetoprotein is a key biomarker in medical studies.

آلفا فتوپروتئین یک نشانگر زیستی کلیدی در مطالعات پزشکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید