fettuccini

[ایالات متحده]/ˌfɛtʃuˈtʃiːni/
[بریتانیا]/ˌfɛtuˈtʃini/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماکارونی تخت ایتالیایی؛ غذایی تهیه شده با فتوچینی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fettuccini alfredo

فستوچینی آلفردو

fettuccini carbonara

فستوچینی کاربونارا

fettuccini pasta

فستوچینی پاستا

fettuccini with shrimp

فستوچینی با میگو

fettuccini primavera

فستوچینی پریماورا

fettuccini bolognese

فستوچینی بولونیز

fettuccini marinara

فستوچینی مارینارا

fettuccini pesto

فستوچینی پستو

fettuccini salad

سالاد فستوچینی

fettuccini dish

غذا با فستوچینی

جملات نمونه

we decided to have fettuccini for dinner.

ما تصمیم گرفتیم برای شام فتوچینی بخوریم.

fettuccini alfredo is a classic italian dish.

فتوچینی الفردو یک غذای کلاسیک ایتالیایی است.

she loves to cook fettuccini from scratch.

او عاشق پختن فتوچینی از ابتدا است.

we ordered fettuccini with shrimp at the restaurant.

ما فتوچینی با میگو را در رستوران سفارش دادیم.

fettuccini pairs well with a creamy sauce.

فتوچینی با سس خامه‌ای خوب است.

he prefers fettuccini over spaghetti.

او ترجیح می‌دهد فتوچینی را نسبت به اسپاگتی.

they served fettuccini at the wedding reception.

آنها فتوچینی را در مهمانی عروسی سرو کردند.

fettuccini can be made with whole wheat pasta.

فتوچینی را می‌توان با پاستای کامل گندم تهیه کرد.

my favorite dish is fettuccini with pesto sauce.

غذا مورد علاقه من فتوچینی با سس پستو است.

we learned how to make fettuccini in cooking class.

ما یاد گرفتیم چگونه فتوچینی را در کلاس آشپزی درست کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید