numerous opportunities
فرصتهای متعدد
numerous challenges ahead
چالشهای متعدد پیش رو
numerous benefits
مزایای متعدد
numerous possibilities
احتمالات متعدد
There are numerous people in the square.
افراد زیادی در میدان وجود دارند.
There are numerous -ties in the translation.
در ترجمه موارد متعددی وجود دارد.
He was attended by a numerous retinue.
او با یک گروه بزرگ همراه بود.
The typhoon uprooted numerous trees.
تایفون درختان متعددی را ریشه کن کرد.
numerous small British railway companies amalgamated.
شرکتهای راهآهن بریتانیایی کوچک متعددی ادغام شدند.
he has numerous animals to care for.
او حیوانات متعددی برای مراقبت دارد.
a shopping list with numerous items;
یک لیست خرید با اقلام متعدد;
a copy disfigured by numerous corrections
یک کپی که با اصلاحات متعدد زشت شده است.
There are numerous items. There must be another exit.
اقلام متعددی وجود دارد. باید یک خروج دیگر وجود داشته باشد.
Those birds have become more numerous lately.
آن پرندگان اخیراً بیشتر شده اند.
The typhoon prostrated numerous young trees.
تایفون درختان جوان متعددی را سرنگون کرد.
Numerous pitfalls await unsuspecting investors.
دامهای متعددی سرمایهگذاران ناآگاه را منتظر میسازد.
a local doctor reported the finding of numerous dead rats.
یک پزشک محلی گزارش کرد که موشهای مرده متعددی پیدا کرده است.
the earnest, ingratiating gusher of numerous television interviews.
جریان جدی و چاپلوسانه مصاحبه های تلویزیونی متعدد.
British intelligence has been able to secure numerous local informers.
اطلاعات بریتانیا توانسته است عوامل محلی متعددی را به دست آورد.
he has attended numerous meetings and social events.
او در جلسات و رویدادهای اجتماعی متعددی شرکت کرده است.
Person foot is numerous, become much voice part chorally.
پا متعددی دارد، به شدت به بخش صدای گروهی تبدیل می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید