fewnesses

[ایالات متحده]/ˈfjuːnəs/
[بریتانیا]/ˈfjuːnəs/

ترجمه

n. کیفیت کم بودن در تعداد

عبارات و ترکیب‌ها

fewness of options

کمبود گزینه ها

fewness of resources

کمبود منابع

fewness of people

کمبود افراد

fewness of choices

کمبود انتخاب ها

fewness of ideas

کمبود ایده ها

fewness of events

کمبود رویدادها

fewness of occurrences

کمبود حالات وقوع

fewness of participants

کمبود شرکت کنندگان

fewness of instances

کمبود نمونه ها

جملات نمونه

the fewness of resources made the project challenging.

کمبود منابع باعث چالش‌برانگیز شدن پروژه شد.

there is a fewness of options available for this service.

گزینه‌های موجود برای این سرویس محدود است.

the fewness of participants affected the study results.

کمبود شرکت‌کنندگان بر نتایج تحقیق تأثیر گذاشت.

we noticed the fewness of visitors at the museum.

ما متوجه کمبود بازدیدکنندگان در موزه شدیم.

the fewness of books in the library surprised me.

کمبود کتاب در کتابخانه من را شگفت‌زده کرد.

he commented on the fewness of job openings in the area.

او در مورد کمبود فرصت‌های شغلی در این منطقه اظهار نظر کرد.

the fewness of students in the class led to more interaction.

کمبود دانش‌آموزان در کلاس منجر به تعامل بیشتر شد.

she was concerned about the fewness of funding for the project.

او نگران کمبود بودجه برای پروژه بود.

the fewness of choices made it easy to decide.

کمبود انتخاب‌ها تصمیم‌گیری را آسان کرد.

they discussed the fewness of community events this year.

آنها در مورد کمبود رویدادهای اجتماعی امسال بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید