profusion

[ایالات متحده]/prə'fjuːʒ(ə)n/
[بریتانیا]/prə'fjuʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار یا تنوع زیاد؛ تأمین فراوان

جملات نمونه

a profusion of helpful suggestions.

یک مشت از پیشنهادات مفید

a rich profusion of wild flowers.

یک غنای فراوان از گل‌های وحشی

a profusion of fruits on the market

یک وفور میوه در بازار

a gay profusion of purple and pink sweet peas.

یک غوغای شاد از گل‌های یاسمن بنفش و صورتی.

There is a profusion of flowers in the garden in summer.

در تابستان، انبوهی از گل‌ها در باغ وجود دارد.

A profusion of leaves bursts out on trees in the springtime.

در بهار، انبوهی از برگ‌ها از درختان بیرون می‌زند.

The city of profusion resembles a gyral magic square, rotational dream and temptation, blindfold letting a person is blurred.

شهر فراوانی شبیه یک مربع جادویی چرخشی، رویای چرخشی و وسوسه است، چشم‌بند باعث می‌شود فرد محو شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید