a profusion of helpful suggestions.
یک مشت از پیشنهادات مفید
a rich profusion of wild flowers.
یک غنای فراوان از گلهای وحشی
a profusion of fruits on the market
یک وفور میوه در بازار
a gay profusion of purple and pink sweet peas.
یک غوغای شاد از گلهای یاسمن بنفش و صورتی.
There is a profusion of flowers in the garden in summer.
در تابستان، انبوهی از گلها در باغ وجود دارد.
A profusion of leaves bursts out on trees in the springtime.
در بهار، انبوهی از برگها از درختان بیرون میزند.
The city of profusion resembles a gyral magic square, rotational dream and temptation, blindfold letting a person is blurred.
شهر فراوانی شبیه یک مربع جادویی چرخشی، رویای چرخشی و وسوسه است، چشمبند باعث میشود فرد محو شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید