fibrinolysin

[ایالات متحده]/faɪˌbrɪnəˈlaɪsɪn/
[بریتانیا]/faɪˌbrɪnəˈlaɪsɪn/

ترجمه

n. آنزیمی که فیبرین را در لخته‌های خون حل می‌کند؛ آنزیم حل‌کننده فیبرین
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fibrinolysin activity

فعالیت فیبرینولیزین

fibrinolysin levels

سطح فیبرینولیزین

fibrinolysin treatment

درمان فیبرینولیزین

fibrinolysin assay

آزمایش فیبرینولیزین

fibrinolysin function

عملکرد فیبرینولیزین

fibrinolysin injection

تزریق فیبرینولیزین

fibrinolysin production

تولید فیبرینولیزین

fibrinolysin source

منبع فیبرینولیزین

fibrinolysin therapy

درمان با فیبرینولیزین

جملات نمونه

fibrinolysin is used to dissolve blood clots.

فیبرینولیزین برای حل کردن لخته‌های خون استفاده می‌شود.

the doctor prescribed fibrinolysin for the patient.

پزشک فیبرینولیزین را برای بیمار تجویز کرد.

fibrinolysin can help in treating heart attacks.

فیبرینولیزین می‌تواند در درمان حملات قلبی کمک کند.

research shows fibrinolysin is effective in thrombolysis.

تحقیقات نشان می‌دهد که فیبرینولیزین در ترومبولیز موثر است.

fibrinolysin therapy is commonly used in hospitals.

درمان با فیبرینولیزین به طور معمول در بیمارستان‌ها استفاده می‌شود.

patients receiving fibrinolysin must be monitored closely.

بیمارانی که فیبرینولیزین دریافت می‌کنند باید به دقت تحت نظر باشند.

fibrinolysin is derived from the enzyme plasmin.

فیبرینولیزین از آنزیم پلاسمین مشتق شده است.

side effects of fibrinolysin include bleeding risks.

عوارض جانبی فیبرینولیزین شامل خطر خونریزی است.

fibrinolysin can be administered intravenously.

فیبرینولیزین می‌تواند به صورت داخل وریدی تجویز شود.

understanding fibrinolysin is crucial for medical professionals.

درک فیبرینولیزین برای متخصصان پزشکی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید